مىدهد . آن بزرگوار را دل به آن حيوان بسوخت . نان را پارچهپارچه نموده با انگشت به ميان حلق او مىرسانيد تا همهء آن قرص نان تمام شد . سگ را قدرى افاقه گرديد . به ناگه درياى رحمت سبحانى به تموج آمده به يك اخلاص و مواصات او كه سگ را بر خود مقدم كرد در يك طرفة العينى رحمت واسعهاش را شامل حال عباد خود نموده رفاهيت و وسعت عطا فرمود . اصل و باعث اين لطف بىنهايت - يعنى مرد طلبه - ديد كه عوارضات كودنى و حجابات نادانى از او رفع شده همهء عوالمات تحتيه و فوقيه را به اشارهء با بشارت و
نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 1 » در نظر او جلوهگر ساخته نقطهاى نماند مگر كشف نظر از نقاط همهء دواير در تحت كلمهء لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا واضح گرديده به يك ترحم ، رحمانيت و رحيميت او به عرصهء ظهور و بروز آمد .
در بيان احوال پير شيخ على بن تاج الدين - عليه الرحمة « 2 » -
آن بزرگوار به چند واسطه به بابا [ فرج ] تبريزى منتهى مىشود بدين قرار : پير شيخ على بن تاج الدين حسن « 3 » بن اخى فريدون بن خواجه خسرو بن محمد جانان بن بابا فرج تبريزى . از جملهء كملين اهل علم و ادب بود . در رياضت و تزكيهء نفس ، مراتب خود را به مقامى رسانيد كه همهء فرقهء اجنه مسخر و منقاد امر وى گرديدند .
آن جناب با شاه قاسم فيضبخش بن سيد محمد نوربخش معاصر بودند [ 72 ] . چون سلطان يعقوب والى آذربايجان ، شاه فيضبخش را بنابه خواهش سلطان حسين بايقرا روانهء خراسان نمود پير شيخ على را در مسند احكام آن بزرگوار استقراريت داد .
آن حضرت مدتى بر سرير فقر متمكن بوده احكام شريعت و طريقت را اجرا مىفرمود .
سلطان يعقوب چون كرامات بسيار مشاهده مىكند لهذا حلقهء ارادت آن شهباز اوج سعادت را در گوش جان كشيده دختر خود پاشا خاتون را به حبالهء عقد وى آورده چنانچه در جاى خود تفصيل خواهم داد . آن حضرت در زمان سلطنت رستم بيك وفات فرموده در كنار زن خود مدفون گرديد . « 4 » رحمة الله عليه .
هامش
( 1 ) . انعام / 75 .
( 2 ) . روضة الاطهار ، ص 126 .
( 3 ) . همان : « حسين » .
( 4 ) . در پاى قلهء گجيل در طرف شرقى شارع دروازهء سردرود ( روضة الاطهار ، ص 126 ) .