تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
به طريق هدايت نمود . خواجه از اين كلام بىحس شده گفت : آيا مىتوانم دوباره به خدمت آن بزرگوار برسم ؟ گفت : آرى ! توطن آن جناب در كشور خراسان در شهر هرات است . خواجه از همان منزل راه را برگردانيده راه هرات پوئيده به خدمت آن انوار هدى رسيده از توجه مير مرحوم به درجهء كمال رسيد . بعد از چندى اذن رجوع خواسته به آذربايجان آمده به رياست فقراى تبريز مأمور گشت تا در سال نهصد و ده ( 910 ) مطابق سال پنجم از خروج سلطان جهانگير شاه اسماعيل - انار الله برهانهم - ترك رياست ظاهرى دنيا نموده مأمور به بسط امورات باطنى آخرت گرديد . « 1 » رحمة الله عليه .

در ذكر احوال شيخ نجم الدين بركى « 2 »

آن حضرت از جملهء نظريافتگان خواجه محمد پارسا است . اصل آن جناب از مضافات تبريز است . در فقر و فنا و صدق و صفا و ترك تجريد و مشرب توحيد كمتر كسى به آن جناب برابرى مىنمود . آن بزرگوار امى بود و قال يقال نخوانده بود ، بلكه سخن متعارف را نمىتوانست گفت لكن در زمان تموج ، چون بحر زخار ، لئالى آبدار از كلمات آن عالىمقدار خروارخروار قسمت راهروان معرفت مىگرديد . مدت هيجده سال در كشور تبريز رحل اقامت انداخته به احسن الوجوه زندگانى فرموده در پيش ملوك صفويه و اشراف و اعيان و امراى ايشان به‌غايت محترم بود . روزى كه مىخواست از دنيا رحلت نمايد به خلف خود مولانا برهان الدين گفت كه تا چهل سال از روح من به تو استمداديت فيض خواهد شد . اين معنى بر آن بزرگوار كشف شده بود كه مولانا برهان الدين بعد از وى چهل سال در دنيا زندگانى خواهد كرد كه امداد خود را در چهل سال منحصر نمود . در سال نهصد و بيست و دو مطابق سال شانزدهم از خروج شاه اسماعيل - عليه الرحمة - از دنيا رحلت فرمود و در محلهء خاموشان در قبرستان گجيل تبريز او را در خاك گذاشتند . الآن از قبرش اثرى نداريم . « 3 »
هامش
( 1 ) . مزار خواجه محمد زرين مكوك نزديك به مزار مشكيان است ( روضة الاطهار ، ص 125 ) . ( 2 ) . روضة الاطهار ، ص 125 . ( 3 ) . روضة الاطهار سال وفات نجم الدين را 882 نوشته و اين سال 922 سال وفات پسرش است .