تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 2085

مساهمون:

ص٢٠٨٥
گردد و از بلاد اين اقليم دينور باصفا است و كرمانشاهان و نهاوند و قم و كاشان و دماوند و قرج و قصران كه ما به نگارش آن خواهيم پرداخت . در اقليم جبال هيچ‌وقت از سال گرما و حرارت هوا نيست و حشرات الارض و جانورهاى موذى از قبيل كيك و مگس و مار و عقرب و كرم و غيرها يافت نمىشود . در تابستان سرتاسر اين اقليم بهشت و باغ و بوستان است و در زمستان هيزم و زغال را قيمت و بهائى نيست و نيز در فصل برودت هوا گوشت نمك سود و قديد است كه از اطراف و نواحى اين اقليم حمل به خراسان مىشود . انگور و سيب اين اقليم تا آخر سال دوام مىكند . مردم اين اقليم همه عاقل و حاذق و هوشيار و متين مىباشند . براى اين اقليم عيبى نمىتوان جست جز اين‌كه سرماى آن شديد است و در زمستان به واسطهء كثرت برودت گونهء اهالى شكافته و دست‌وپايشان كبود و روىها زرد و افسرده و آب از بينىها روان مىباشد . اما در اين اقليم از طايفهء حنبلى اشخاص غالى هستند كه در حب معاويه افراط و غلو مىنمايند نيز از طايفهء نجاريه هستند كه طوايف هاديه را بالصراحه تكفير مىكنند ( نجاريه حنفى مذهب‌اند در رى ) . و نيز از معايب اقليم جبال تواتر خسف اراضى و زلزله و جور و اعتساف سلاطين و سختى و اندوه است و هميشه اهالى در قبض و بسط و يأس و رجاء و شدت و فرج و ضعف و قوت هستند و دمى از اضطراب و ترديد فارغ و ايمن نمىباشند و هركس داخل اين اقليم شود از جهت عليا يا سفلى يعنى از جانب جبال يا بوادى از افسردگى و برودت اهالى و هوا او نيز مبتلا به مشغله و گرفتارى مىگردد و اگر در آنچه بيان مىنمايم تعمق و تعقل نمايند مطلب مفهوم مىگردد . خلاصه اين است كه هركجا كه مشرف است به عراق از حد صيمره همان اقليم جبال است كه وصف و تحديد شد . اما مرا در اصفهان سخنى است آشكارا و بين كه دانشمندان به اندك تأملى آن را فهم مىنمايند و رفع شبهه و خلاف و مناظره مىشود و صورت آن از قرار ذيل است : ما اقليم جبال را سه ولايت و هفت ناحيه قرار داديم و اصفهان را داخل آن عداد كرده و آن را برحسب صورت به ساير بلاد جبل ملحق نموديم اما وصف آن را منفرد نموديم و در طى بيان و شرح اين اقليم اشكال و نكتهء غامضى را كه در اصفهان است ياد كرديم . بنابراين اولين شهر جبال از جانب جلگه و دشت شهر رى است بعد از آن شهر همدان بعد شهر
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 2085 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى