تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1873

مساهمون:

ص١٨٧٣
هجرى مطابق بيست و نهم آوريل سنهء هزار و هشتصد و هفتاد و نه مسيحى اين بنده در ركاب اعليحضرت شاهنشاه ايران ناصر الدين شاه خلد الله ملكه و سلطانه به قصد شكار قوچ و ميش - كه به اصطلاح حاليه ارغالى مىگويند و اين لغت را از تركى مغولى اقتباس نموده - به قريه گلندوك واقعه در لواسان كوچك من اعمال طهران سفر نمود . مسافت گلندوك از طهران از راه گردنهء قوچك چهار فرسخ است . پنج‌شنبه نهم كه موكب خسروانه به قصد صيدافكنى به كوه ورجين كه در شمال اردو واقع بود تشريف‌فرما شدند ، مخلص خود اتفاقا به قصد تفرج به كنار رود جاجرود - كه از گلندوك كه محل اردو است تا اينجا زياده از ده دقيقه مسافت نبود - عازم شد . برحسب اتفاق ، به تپهء بلندى كه در طرف شمال رودخانه و سمت جنوب گلندوك و مشرف به رودخانه است رسيده آثار آبادى زيادى منطمس و خرابه يافتم . از چند تن رعاياى قريهء سبو كوچك كه خيلى نزديك به گلندوك و در طرف مشرق اين قريه واقع است و در آنجا مشغول شخم كردن زمين بودند سؤال كردم كه اين بلندى و اين خرابه جزء ملك كدام قريه از قراى لواسان و به چه اسم موسوم است ؟ يكى از ميانه گفت اين بلندى مشهور به شاهانى است و از قرارى كه اجداد ما مىگفتند در قديم الايام عمارت پادشاهى بوده و در اينجا دفينه و گنج هم تصور نموده‌اند . اما از آنجايى كه هروقت خواسته‌اند آنجا را حفر كنند مار زياد ديده كه از زير زمين بيرون مىآيند جرأت نكرده زياد حفر نمايند . همين‌قدر كرده‌اند كه سنگهاى خرابه و آثار قديمه را متدرجا از سطح زمين جمع نموده همهء آن اراضى را قابل زراعت كرده‌اند مگر اين تل و بلندى را كه به واسطهء ارتفاعى كه از اجتماع سنگ و مصالح عمارت قديم تشكيل يافته آب رودخانه بدان نمىنشيند و به حالت اوليه باقى و غير مزروع مانده است . باز پرسيدم كه اين اراضى به چه اسم موسوم است ؟ جواب داد از حد آثار خرابه به بالا ( مقصودش طرف شمال بود ) اراضى پشت كوشك معروف است . ديدن آثار خرابه در ساحل رود جاجرود در يك تلى - آن هم در بلوك لواسان و موسوم بودن آن تل به شاهانى و اراضى جنب آن به زمين پشت كوشك - اسباب خيال مخلص شد كه شايد اين آثار خرابه همان آثارى باشد كه ظهير الدين مؤلف تاريخ طبرستان محل قصر على كامه قرار داده است . البته آن جناب اطلاع دارند و در كتب مورخين و جغرافيايى قديم