ايران و عرب على الخصوص معجم البلدان ياقوت حموى و غيره ملاحظه فرمودهاند كه بلوك قصران را در حوالى رى ضبط كردهاند . و دو قصران فرض نمودهاند : قصران عليا و قصران سفلى . و آنچه محققين اين مائه به تحقيق يافتهاند قصران سفلى عبارت از بلوك شميران است كه در جلگهء طهران در دامنهء رشتهء البرز از قريهء كلاك واقعه در سمت شرقى رود كرج الى چاهك كه الحال به حكيميه معروف است امتداد دارد . و قصران عليا همين لواسانات را مىگويند كه از گردنهء قوچك طرف شمال جلگهء طهران كه شخص سرازير شده از رودخانهء جاجرود عبور نموده سمت شمال اين رودخانه اول بلوك لواسان است كه به دو لواسان تقسيم شده : لواسان بزرگ و لواسان كوچك . و اين لواسانات را حالا هم قصران عليا مىگويند . « 1 »
پس بواسطهء ادله و علايم مسطوره در ذيل بر مخلص معلوم گرديد كه قصر على كامه در همينجا بوده است كه در تاريخ طبرستان ضبط شده . محل از نواحى طبرستان قصران همين لواسان كنار رود جاجرود ، همين رودخانهء جاجرود ، اراضى واقعه سمت شمال تلى كه آثار خرابه دارد كه فى الواقع پشت قصر واقع مىشده . چرا كه يقينا منظر جلو به سمت رودخانهء جاجرود در لواسانات موضعى كه قابل محل سكناى شخص بزرگى باشد موجود نيست . به علاوه بعد از ظهر آن روز كه مسافت بعيدى از سمت مشرق اين رودخانه طى نمودم تا به نقطهاى رسيدم كه اراضى بلوك لواسانات بدان نقطه منتهى مىشود وجها من الوجوه آثار خرابه و وجود علايم آبادى قديم نيافتم . بعد از تيقن به اين مطلب ، روز ديگر كه جمعهء دهم باشد جناب دكتر طولوزان فرانسوى طبيب مخصوص اعليحضرت شاهنشاهى و حكيمباشى كل ايران را كه علاوه بر علم طب و جراحى و طبيعى ، در تاريخ و جغرافياى قديم كمال مهارت و دانشمندى را دارند و با مخلص هم نهايت مهربان و با لطف مىباشند زحمت دادم كه به اتفاق ايشان به موضع شاهانى و تل كوشك برويم . قبول دعوت كردند . چند نفر از پيران سالخورده گلندوك و اطراف را نيز رفيق راه خود نموديم . يكى از پيرمردها
هامش
( 1 ) - در باب حدود قصران و معناى اين كلمه رجوع شود به كتاب ارزنده دكتر حسين كريمان به نام « قصران » در دو جلد ، ( انجمن آثار ملى ، 1356 ) . ايشان به درستى حدس زدهاند كه كلمهء قصران معرب « كوهسران » يا « كوهساران » است .