اسم شخصى كه سائب را بر سفط جواهر نخير خان رهبر شد بعضى ذو العوينتين و برخى ذو العيينتين نوشتهاند .
ثوب :
قريهاى است از قراى اسفراين من محالات مملكت خراسان .
ثيبان :
اسم كورهاى بوده است على الظاهر در خوزستان يا در اراضى مجاور اين ايالت . بلاذرى در فتوح البلدان گويد : عمر بن حفص عمرى يا حفص ابن عمر از ابى حذيفه از ابى اشهب از ابى رجاء روايت كرده گويد ربيع بن - زياد از جانب ابو موسى ، ثيبان را بهطور غلبه فتح كرد . اما اهالى بعدها باز سركشى نمودند . مجددا آن را منجوف بن ثور السدوسى مفتوح نمود و اين واقعه در خلافت خليفهء ثانى اتفاق افتاده است .
بكرى اين اسم را به ثبيان ضبط كرده و بلخى ، ثنيان . در مراصد - الاطلاع ياقوت بنيان مضبوط است . صاحب قاموس گويد ثيبان به كسر اول بر وزن كيزان اسم كوره و شهرى مىباشد .
ثيمرة :
رستاقى بوده است در خاك اصفهان بلكه دو رستاق بوده : يكى را ثيمرهء كبرى و ديگرى را ثيمرهء صغرى مىناميدند . بلاذرى در فتوح البلدان گويد محمد بن يحيى التميمى از پيشينيان خود روايت نموده گويد اشراف اصفهان در جفرآباد از رستاق ثيمرهء كبرى به بهجاورسان معاقل و ملاذها داشتند همچنين به قلعهء معروف به ماربين همين كه جى مفتوح شد ( يعنى مفتوح عساكر اسلام شد ) داخل در اطاعت و انقياد گرديدند كه خراج دهند . ولى از قبول جزيه استنكاف و استكبارى داشتند لهذا اسلام اختيار كردند .
بعضى اين لفظ را تيمره و برخى تيمرى ضبط كردهاند و ظن غالب اين است كه بهجاورسان قهجاورسان باشد چنانكه مصححين كتاب فتوح نيز اشارتى بدان نموده و اهل اصفهان الان اين لفظ را طورى تلفظ مىكنند كه معلوم است قهجاورسان مقصود است ، و شرح قهجاورسان در حرف قاف بيايد ان شاء الله تعالى .