[ حرف ج - چ ]
جائج :
قريهاى است از قراى لواسان . در اين زمان در اين قريه زياده از سه چهار خانوار ديده نمىشود . لكن از خرابه و آثار چنين معلوم و مستفاد مىگردد كه جائج محل آباد معتبرى بوده . امامزادهاى در جائج مدفون است موسوم به امامزاده عبد الله از اولاد حضرت امام موسى كاظم عليه السلام .
رود جاجرود منسوب به اين آبادى بوده و اصلا جائجهرود از كثرت استعمال جاجرود شده . در اين موقع صورت مراسلهاى كه نگارنده به جناب مسيو درن « 1 » آكادميسين كه از فحول علماء و دانشمندان مملكت روس است نوشته مندرج مىشود تا وضع و هيئت جائج و جاجرود مفصلا مطالعهكنندگان را معلوم گردد . نامهء مسطوره مورخ است به تاريخ سهشنبه هفتم جمادى الاولى سنهء هزار و دويست و نود و شش و سواد آن از قرار ذيل است :
« در تاريخ طبرستان و رويان و مازندران تأليف سيد ظهير الدين كه به اهتمام آن جناب در دار السلطنهء پطرزبورغ منطبع شده در صفحهء سيصد و چهارده در سطر شانزدهم در ذيل شرح خروج الثائر بالله مسطور است :
« على كامه را در طبرستان نايب خود گردانيد و خود به عراق رفت .
على كامه در قصران كنار رود جاجرود قصر بنياد كرد و آنجا مىبود . الحال آن وادى را كوشك دشت مىخوانند و تلى كه آنجاست قصر على كامه بوده است » .
اين مخلص شما شرف دارم كه خدمت آن جناب اظهار دارم محل قصر على كامه را كه در تاريخ نوشته شده انكشاف نمودم . چند موضع آنجا را حفر كردند . استخوان كلهاى كه پيكان تيرى در آن كله بود پيدا شد .
معلوم گرديد كه بعد از خوردن تير فورا مرده و پيكان را بيرون نياورده او را به همان حالت دفن كردهاند و چگونگى معلوم شدن اين مطلب بر مخلص كه اين نقطه همان محل است و وضع انكشاف آن را مشروحا به آن جناب اطلاع مىدهم .
به تاريخ سهشنبه هفتم جمادى الاولى سنهء هزار و دويست و نود و شش
هامش
( 1 ) -DORN