تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1875

مساهمون:

ص١٨٧٥
عبد المحمد نامى بود سبو كوچكى كه خود مىگفت نود و هفت سال دارم . اما از تقريرات او معلوم مىشد كه زياده از هشتاد و نه سال ندارد . زيرا كه به موجب گفتهء او در سنهء رحلت مرحوم آقا محمد شاه اول از سلسلهء قاجاريه طاب الله مضجعه چهار سال داشته است و چون حساب كنى هشتاد و نه سال شود . بالجمله از قريهء گلندوك كه خارج شديم ، تقريبا وصل به قريهء مزبوره ، مختصر آبادى كه مقبرهء امامزاده عبد الله از اولاد حضرت امام موسى الكاظم عليه السلام مىباشد اما نه بالاى قبر امامزاده و نه بر روى قبور قبرستان اطراف امامزاده سنگ تاريخ ديده نمىشود كه بلكه به واسطهء تواريخ مرتسمه در سنگهاى بالاى قبور تقريبا قدمت آبادى قريه مكشوف و معلوم گردد . اما از قريه كه گذشتيم تا انتهاى اراضى و مزارع كه وصل به رودخانه جاجرود مىشود - با آن‌كه زمين را مزروع كرده‌اند - آثار خرابه و آبادى قديم از قريهء جائج الى كنار رودخانهء جاجرود تا نقطه‌اى كه كنار رودخانه بالاى تلى واقع است كه موسوم به حصارك مىباشد هويدا است . در اين نقطه آثار خرابه‌هاى زياد و آبادى شهر قديم آشكار و مشهود مىباشد . على الخصوص تپهء مخروطى الشكل كه طبيعى است نه مصنوعى و در كنار رودخانه واقع شده و معروف است به تپهء گنجى و انتهاى آبادى قديم به ساحل رودخانه آنجا بوده كه جمعى از قديم به تصور گنج چند موضع آن تپه را شكافته اما از قرار تقرير اهل بلد جز مار زياد هيچ نيافته‌اند . خلاصه گمان مخلص اين است كه وجه تسميهء اين رودخانه به جاجرود به اصطلاح حاليه و « جاجه‌رود » به اصطلاح ظهير الدين صاحب تاريخ طبرستان اين است كه به واسطهء قرب جوار قريهء حاليه جائج و شهر يا قصبه قديم جائج به اين رودخانه ، اين رودخانه به جائجه‌رود موسوم شده بعدها از كثرت استعمال جاجه‌رود مىشود . رفته‌رفته آن را جاجرود مىگويند . و برهان قاطع اين‌كه از ابتدا يك منبع اين رودخانه كه تقريبا از قلهء البرز و موسوم به شكراب است و از سرچشمهء ديگر آن از گرماب در لالان و زاگان و رودبار قصران جارى است الى انتهاى آن‌كه به جلگهء ورامين داخل شده آن بلوك را مزروع مىسازد و تقريبا ده فرسنگ بلكه با شعباتش زيادتر اين دره امتداد دارد و بستر اين رودخانه است ، هيچ قريه و آبادى از قديم و جديد نبوده و نيست كه اسم او مشابه جاجرود باشد مگر