تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1869

مساهمون:

ص١٨٦٩
آن فيل زد . فيل برگشت و به آبى رسيده در جوى افتاد و آذر كرد از فيل جدا شده و مسلمانان دويده او را به زخم نيزه بكشتند . مرزبانى ديگر مهربندان بن زادان ( زادان ؟ ) با تاج زر بر پيلى نشسته با هزار سوار و چند زنجير فيل به جدال آمده آن هم با همراهان خود مقتول و مقهور گرديد و اموال زياد از آنها غنيمت مسلمين شد . بالجمله باز روز تمام شد و جانبين دست از قتال كشيدند و روزانهء ديگر كمر بستند و مهياى رزم شدند . در اين روز مرزبانى نوش‌جان بن - باذان بر فيلى نشسته و سواران و سرهنگان از اطراف او مىآمدند . عمرو بن معديكرب حمله بر نوش‌جان كرد . نوش‌جان عمرو را با چند چوبهء تير مجروح نمود . برادران عمرو به يارى او شتافتند و جنگ سخت شده جيش اسلام غالب آمدند . سرهنگى ديگر هرمز نام با پنج هزار سوار آمده دو تن از مسلمين به جانب او شتافته او را با نيزه بكشتند . آنگاه از هر جانب لشكر عجم حمله‌آور شدند . عمرو بن معديكرب مهياى حمله شد و دليران بنى مذحج با او موافقت كردند و عمرو بكوشيد تا به دست سرهنگى بهرام نام مقتول گرديد و پس از او ، به واسطهء حمله‌هاى متواتر لشكر عجم ، دسته‌هاى عساكر اسلام از هم دور افتادند . سارية بن عامر الحنفى كه آن وقت سرخيل لشكر بود با جمعى از مسلمين كه گرد او جمع شده حمله‌هاى مردانه مىكردند و لشكر متفرق شده را مىخواندند . چون لشكر بر ساريه جمع شد قصد حرب قلب لشكر عجم كردند . كوهى بر كنار راه بود كه جمعى دليران و سرهنگان عجم در آنجا كمين كرده بودند و لشكر اسلام كه در آن وقت عدهء آنها بسيار كم شده از اين معنى غافل مىرفتند . گويند چون برابر آن كوه رسيدند آوازى به گوش ساريه رسيد كه يا ساريه الجبل الجبل . يعنى اى ساريه واقف كوه باش كه دشمنان در پس كوه به كمين‌اند . ساريه عنان بكشيد و مسلمانان ايستادند و نظر كرده جماعتى از عجم را ديدند كه در كمين و آمادهء قتل آنها هستند . لهذا برگشته به جانب كمين نشستگان حمله بردند . چون ايشان را متفرق كردند به كار قلب پرداختند . خلاصه ، بعد از جنگها كه شرح آن به گفت در نيايد ، لشكر عجم هزيمت يافت و جيش اسلام غالب آمد و هزيمت‌شدگان از زمين نهاوند بيرون رفتند و مسلمين تا دو فرسنگ آنها را تعاقب كرده مىكشتند و اسير
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1869 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى