تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 1868

مساهمون:

ص١٨٦٨
ميسره را به مغيرة بن شعبهء ثقفى و طلحة بن خويلد اسدى را بر جناح گذاشت و قيس بن هبيرهء مرادى را در كمين نشانيد و قلب لشكر را به عمرو بن معديكرب زبيرى تسليم نمود و بدين وضع رو به شهر نهاوند نهاد . و چون به شهر نزديك شد ، جمعيتى كثير از شهر خارج شده آهسته‌آهسته رو به مسلمانان نهادند و دهل و نقاره مىزدند و شمشيربازى مىكردند تا تلاقى فريقين شد و جنگ درگرفت و از جانبين كوشش بسيار رفت . عاقبت مسلمانان غالب و لشكر عجم منهزم شدند و مسلمانان ايشان را تعاقب كردند و سركرده‌اى از آن جماعت نخير خان نام به دست اسلاميان مقتول شد و او يكى از وزراى كسرى بود . بالجمله ، آن روز تا نماز شام نايرهء حرب اشتعال داشت . شب بياسودند و روز دويم شروع به قتال شد . و درين روز نعمان با علمى كه عمر او را فرستاده بود در پيش صفها جولان مىداد . چون تنور حرب مشتعل شد نعمان به دست يكى از مبارزان عجم شهادت يافت . معقل برادر نعمان پيش آمده علم برادر را گرفت و مشغول قتال شد تا او نيز مقتول گشت . برادر ديگر نعمان ، سويد بن مقرن علم را گرفته چند تن را بكشت و خود زخمى شده بازگشت و علم را به حذيفة اليمانى داد و حذيفه بر لشكر عجم حمله كرد و محاربه در كار بود تا شب درآمد . روز ديگر كه آهنگ رزم كردند ، ابتدا دلاورى كه پوران پسر گودرز نام داشت به ميدان آمد و رشادتى به ظهور رسانيده به دست عمرو بن معد يكرب كشته شد . عمرو سلاح او را از بر او بيرون كرده گويند كمرى به ميان داشت كه به هفت هزار دينار قيمت كردند . آنگاه عجم به جيش اسلام نزديك شده بناى تير انداختن را نهادند و جمعى را هلاك كردند . عمرو بن معديكرب مسلمين را به جدال تحريض كرده هنگامهء كارزار سخت درگرفت . جمعى از ابطال عجم با سى زنجير فيل كه بر هر فيلى چند كس از اساوره و مرازبه نشسته بودند رو به جيش اسلام نهادند . عساكر اسلام آنها را از ميان برداشتند و تمام را كشتند . ده هزار نفر ديگر در زير حكم سرهنگى كاشانى آذر كرد نام كه تاجى مرصع به جواهر بر سر داشت و علمها بالاى سر او مىآوردند و بر فيل سوار بود و از راست و چپ او ده زنجير فيل جنگى مىدوانيدند و بر روى هر فيلى چند اساورهء تيرانداز نشسته به جنگ شتافتند . قيس بن هبيرة المرادى خرطوم فيل آذر كرد را با شمشير بينداخت و نيزه بر چشم