هم در اين اوان از دار المرز خبر به اردوى همايون رسيد كه قيات - خان نام تركمان از طوايف كرد جعفر بايى كه از اشرار و راهزنان بوده و جزيرهء چركن را كه از جزاير معتبرهء معمورهء بحر خزر و در برابر بندر بادكوبه واقع است مأمن ساخته و سفاين كوچك به دست آورده و جمعى از تركمانان را با خود معين و همدست كرده آغاز شرارت و بىاطاعتى از حكام دار المرز نموده ، نه تمكين از كارگزاران دولت ايران داشت نه از دولت روس و من باب مصلحت گاه خود را به اين دولت مىبست گاه به آن دولت مىپيوست . شاهزاده اردشير ميرزا حكمران مازندران و استراباد عزيمت قلع او را كرده به توسط قايقها و سفاين بر سر او تاخته و جزيرهء مزبوره را خراب و ويران و قيات خان را با كسان و اتباعش مقتول و اسير كرده و غنيمت وافر به دست آورده مراجعت كرده است . به پاداش اين خدمت ، خلعت و نشان و شمشير مرصع از طرف همايونى مصحوب آقا اسماعيل پيشخدمت به جهت اردشير ميرزا ارسال شد .
در مراجعت آقا اسماعيل ، حسن خان سالار پسر آصف الدوله چندين بار نقد و جنس و آذوقه به جهت مصارف قشون حسب الامر همايون از مشهد مصحوب او ايصال اردو داشت . در عرض راه افاغنه و سوارهء هرات وقوف يافته قصد آن خزانه و آذوقه كردند . آقا اسماعيل پاى پس كشيده مراتب را معروض اردو داشت . حسب الامر همايون ، حبيب الله خان شاهسون امير توپخانه مامور شده سواران افاغنه را دفع داده جمعى را مقتول و اسير نموده خزانه را به اردو رسانيد .
هم در اين اوقات توجه موكب همايونى به تسخير هرات ، چون در صفحات عراق و لرستان و عربستان و فارس به واسطهء شرارت و راهزنى و بىاطاعتى طوايف الوار بختيارى و غيره اغتشاش و بىنظمى روى داده بود ، شاهزاده سلطان مراد ميرزا حسب الامر الاعلى از دار الخلافه مستعدا مامور انتظام آن صفحات و دفع طغيان آن طوايف شده اول به چمن گندمان آمده طوايف الوار بختيارى هفت لنگ را كه هارب بودند مستمال و مطيع و متعهد اداى منال ديوانى و حفظ طرق كرد و قلاع و اماكن بختيارى را به حيطهء تصرف آورد و محمد تقى خان بختيارى كه طريق مخالفت و
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 924
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٩٢٤