شاهزاده حمزه ميرزا « 1 » در ازاى خدمات سفر هرات حكومت قزوين يافت . وزيرمختار دولت بهيهء انگليس چون رنجيده خاطر از ايران رفته بود ، حسين خان آجودان باشى به سفارت فرنگستان خصوصا انگلستان مأمور گرديده روانه شد و سفارت را به پايان برده بازآمد . محمد عمر خان پسر كهندل خان سردار قندهار كه در ركاب همايون بود با بعضى خوانين افغان كه طريق چاكرى و خدمتگزارى مىسپردند از قفاى موكب همايون به دار الخلافه آمده مورد الطاف شدند . هم در اواسط شهر رمضان كهندل خان با رحمدل خان و مهردل خان برادرانش محض اظهار خلوص نيت و چاكرى به حضور مبارك آمده مورد التفات گرديدند . چون ايشان را جمعيتى كلى بود دو بلوك از بلوكات معمورهء فارس و كرمان به سيورغال و تيول ايشان معين آمد .
چون در مدت توجه و توقف موكب همايون در مشهد و هرات ، حدود و ثغور ممالك محروسه خصوصا در اصفهان اشرار و فتنهجويان سر به فتنه و شرارت برآورده بودند مراتب به سمع همايون پادشاهى رسيد . از دار الخلافه آهنگ سفر اصفهان فرموده روز چهاردهم ذيقعدهء هزار و دويست و پنجاه و پنج حركت كردند . در كاشان معروض افتاد كه اهالى كرمان بر حاكم خود خانلر ميرزا برادر پادشاه شوريده فضلعلى خان قراباغى بيگلر بيگى اصفهان كه به تقبيل ركاب آمده بود مأمور تامين كرمان شده خانلر ميرزا را كه در ارگ محصور شده بود مستخلص كرده حسب الامر همايون به ركاب مبارك فرستاد و مفسدين را به دست آورده به تهران روانه كرد .
آقا خان محلاتى كه در ابتداى دولت يك دو سالى حكومت كرمان كرد و بعد معزول و حاكم محلات شد چون در مذهب اسماعيليه امام عهد و به حسب انتساب صهر خاقان مغفور و صاحب مكنت وافر بود و در صفحهء كرمان مريد زياد داشت به خيال سركشى و سرورى افتاده به وسيلهء احكام مجعوله به نام حكومت خود راه كرمان گرفت كه در آنجا آغاز طغيان كند و احكام به دوستان خود فرستاده ايشان را به اجتماع و اتفاق تحريض
هامش
( 1 ) - حمزه ميرزا كه بعدها « حشمة الدوله » لقب يافت پسر بيست و يكم عباس ميرزا نايب - السلطنه بود .