در حوالى هرات ، ولى خان تنكابنى كه با دو هزار كس مقدمهء سپاه بود جنگ سختى با گروهى از افاغنه كرده آنها را منهزم ساخت و سر و اسير زياد گرفت . اردوى اعلى در حوالى شهر هرات كنار رود موسوم به « نقره » فرود آمده نهر مزبور را از شهر برگردانده خشك ساختند .
قشون هرات سه ساعت از شب گذشته به قصد شبيخون و آتش زدن قورخانهء مباركه بيرون آمده از راه نهر نقره نزديك اردو شده از سپاه منصور كه بيدار و مستعد بودند شكست فاحش خورده به شهر فرار كردند . ديگر روز به امر حضرت شهريارى سپاه منصور به استحكام سنگرها و تدارك يورش و تسخير شهر پرداختند . در اين وقت شمس الدين خان افغان با سوارى چند به حضرت شهريارى آمده به خدمات اشتغال جست و مرحمتها ديد .
اما آصف الدوله كه در منزل محمودآباد جام مأمور به تسخير بادغيسات و تنبيه متمردين شد محاربات و فتوحات نمايان كرده قرار و مدار اطاعت و متابعت والى ميمند و خوانين اندخودى و شبرغانى و ساير طوايف چارايماق را به توسط جعفر قلى خان ايلخانى خراسان داده و گروگان و پيشكشها از والى ميمند و ساير خوانين آن حدود گرفته به اردوى همايونى ملحق شد و خود و سركردگانش به مراحم و الطاف پادشاهى مفتخر آمدند . امير دوست محمد خان برادر فتيح خان افغان حكمران كابل نيز هدايا و پيشكش و عريضه فرستاد و برادرش كهندل - خان « 1 » حاكم قندهار ، محمد صديق خان و محمد عمر خان - پسران خود - را با هداياى موفور روانهء حضور داشت و محمد صديق خان به حكومت فراه و سبزار و خلعت همايونى اختصاص يافت و كهندل خان به ده هزار تومان انعام نقد مخصوص گشت و همهء اطراف هرات به تصرف اولياى دولت عليه درآمد و شهر را به محاصره در ميان گرفتند و همه روزه از دو طرف كار به محاربت مىرفت . اما حصانت و متانت و استحكام قلعه موجب تأخير و تعويق امر بود . و چون سكنهء آن جمله مسلم بودند اعلى حضرت شهريارى در تخريب و قتل چندان مجد نبودند و كار به مسامحت مىرفت و بعضى ديگر نيز به خديعت ، مسامحت را جايز مىشمردند و گاهگاه سخن از مصالحه و متاركه مىراندند . بالجمله اين فقرات قدرى موجب تعطيل و تعويق امر شده بود .
هامش
( 1 ) - متن : « كيندل خان » .