تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 925

مساهمون:

ص٩٢٥
مقابلت پيش گرفت در كنار رود كرن « 1 » با او محاربت سختى كرده آخر الامر محمد تقى خان مغلوب و خوفا مطيع شده و پسرش را با پيشكش و سيورسات به حضور و الا فرستاد و به توسط معتمد الدوله امان يافت و شاهزاده از آنجا به دعوت معتمد الدوله در غرهء محرم هزار و دويست و پنجاه و چهار به شوشتر شده از آنجا راه شيراز گرفته حدود و محال فارس را قرين انتظام داشته در شيراز خدمت فريدون ميرزا برادر اكبر خود رسيدند و پس از چندى كه موكب همايون از هرات مراجعت به دار الخلافه مىنمود حسب الاحضار در سمنان به اردوى همايونى پيوسته مورد التفات و به منصب سرهنگى سرافراز آمدند . اما از آن طرف محاربت هرات به طول انجاميد و روزگارى امتداد يافت و همه روزه از دو طرف مشغول كوشش و محاربت بودند . سردار كهندل خان والى قندهار كه به جهت او خلعت شاهانه رفته بود پيشكش و هدايا و دو زنجير پيل به حضور مبارك فرستاده معروض داشت كه هرگاه مقرر شود با سپاه قندهار به امداد بيايد . امر همايون شد كه او با سپاهش به جانب فراه و اسفراز و غور كه در تصرف جلال الدين ميرزا پسر شاهزاده كامران ميرزاست عزيمت نمايد و همچنين از جانب امير دوست محمد خان سردار كابل و رنجيت سنكه پادشاه كشمير و پنجاب و امير بخارا و خان خوارزم و والى سيستان پياپى تحف و هدايا و رسل و رسايل مىرسيد و از تمامت ممالك محروسه نيز نقد و جنس و قورخانه و آذوقه متواتر و اصل اردوى همايون مىشد . اما جلال الدين ميرزا پسر كامران ميرزا تاب مقابله با محمد عمر خان پسر كهندل خان نياورده اسفزار و فراه را به تصرف سردار افغان داده پناه به آستان همايون آورد و مورد الطاف شاهانه آمد . محمد عمر خان نيز با سپاه به اردوى همايون رسيد . كامران ميرزا چون مطلع شد مستدعى گرديد كه از طرف همايون براى قرار و مدار شخصى به شهر درآيد و پس از رفتن مامور و گفت و شنيد ، كامران عزيمت حضور مبارك كرد . از خارج شهر ارباب غرض او را منع نمودند . چون بر راى پادشاهى معلوم
هامش
( 1 ) - كورنگ - كوهرنگ : سرچشمهء كارون . به نظر مىآيد كه كلمهء « كارون » خود صورت ديگرى از كورنگ و كوهرنگ و كرن باشد .