دهم جمادى الآخرهء سال هزار و دويست و چهل و نه درگذشت و اولاد موجودهء آن حضرت بيست و شش نفر ذكور و بيست و يك تن اناث بودند .
غزوات و فتوحات نايب السلطنه عباس ميرزا بن فتحعلى شاه قاجار - طاب الله ثراهما - در ممالك خارجه و داخله مشهور و معروف است .
بناهاى عظيم در حدود و نقاط ايران فرموده كه هريك در جاى خود ذكر شده و خواهد شد . ديگر اخلاق و عادات حسنه و ياسا و قواعد مملكتگيرى و رعيتدارى آن حضرت از حدود وصف بيرون است . از اثاثهء سلطنت سواى سكه و خطبه و لقب پادشاهى - كه آن هم به جهت حرمت پدر بزرگوار بود - چيزى كم نداشت .
اما اين خبر موحش كه به اردوى شاهزادهء اعظم محمد ميرزا رسيد اگرچه حزن و اختلال كلى در احوال ايشان روى داد ، ولى به حكم عقل و حزم ، هيچ اظهار تزلزل و اندوه و وحشت نفرموده كما كان متوجه انتظام اردو و لشكر شده حاجى زين العابدين شيروانى را براى مصالحه و متاركه نزد كامران ميرزا فرستادند . كامران نيز راضى به مصالحه و متاركه شده ميرزا موسى نايب رشتى را براى اتمام مصالحه به هرات گذاشته حضرت محمد ميرزا اردو را به مشهد حركت دادند و پس از ورود ، مراسم تعزيت بهجاى آورده جسد نايب السلطنه را - كه تا آن حال امانت بود - در حضرت رضوى دفن كردند . وكيل و فرستادهء كامران نيز براى تعزيت به مشهد آمده با يار محمد خان كه در مشهد بود قرار مصالحه و پيشكش هرات را به سالى پانزده هزار تومان نقد و پنجاه بسته شال كشميرى دادند كه سكهء صاحبقرانى نيز در هرات زده شود . تفصيل قضيه را به دار الخلافه مرقوم و با پنج هزار تومان وجه نقدى كه از بابت پانزده هزار تومان از هرات ارسال شده بود مصحوب رسولى به حضرت خاقانى فرستادند . اما قبل از وصول آن رسول ، ميرزا علينقى معتمد آصف الدوله خبر اين واقعه را به دار الخلافه رسانده به دستيارى دو تن از ملكزادگان خردسال به سمع حضرت خاقانى رساندند . مراسم تعزيت و سوگوارى در خانوادهء سلطنت و تمام شهر بهجاى آمد . پس از آن فرامين حكومت و مرحمت به افتخار اميرزادهء اعظم محمد ميرزا صادر و ارسال و به آذربايجان نيز احكام شاهانه مبنى بر تسليت و استقرار اميرزاده محمد ميرزا بهجاى نايب السلطنه انفاذ گرديد و از هردو مملكت ، عرايض رضامندى از اميرزادگان و غيرهم
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 905
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٩٠٥