مامور به سفارت دولت روس و انگلستان شدند و محمد قلى ميرزاى ملكآراى مازندران و حسام السلطنه حاكم بروجرد به واسطهء بروز طاعون از ايالات خود به دار الخلافه آمدند . حشمة الدوله « 7 » و بهاء - الدوله « 8 » نيز از كرمانشهان و سمنان احضار شدند . حضرت نايب - السلطنه مرخص شده و پنجاه هزار تومان در حق ايشان بذل گرديده مراجعت به خراسان فرمود . ميرزا محمد تقى صاحب ديوان علىآبادى از منشى الممالكى معزول و ميرزا محمد تقى ولد حاجى ميرزا رضا قلى نوائى بهجاى او منصوب شد .
هم در اين سال حضرت صاحبقران را نوبهء سخت عارض شده مدتى طول كشيد و عاقبت به گنهگنه - كه از ادويهء مستحدثهء فرنگيان بود - رفع شد . و نيز اين مرض در تمام بلاد محروسه شيوع تامى يافته بسيارى به هلاكت رسيدند چنانكه فقط از دار الخلافهء تهران بيست هزار كس تلف شدند . شجاع السلطنه كه تا اين حال مغضوب حضرت خاقانى بود به استدعاى فرمانفرما مرخص فارس و از آنجا بعد از مدتى روانهء كرمان شد . اما اميرزادهء اعظم محمد ميرزا با سپاه جرار از خراسان بهسمت هرات حركت فرموده حصار كوسويه را كه در عرض راه و از مضافات هرات بود فتح نموده نزديك شهر هرات شدند و چند كرت با افاغنهء هرات محاربهء سخت نموده آنها را هزيمت دادند .
اما حضرت نايب السلطنه كه از دار الخلافه حركت فرمود چون سالها مبتلا به ورم كليه بود و چند نوبت به حسن معالجات اطبا رفع گرديده و باز عود كرده و نواسير « 9 » و بواسير نيز مزيد حرارت كبد گرديده بود و مسافرت و حركت هم مخصوصا مضر به مزاج ايشان بود در اين سفر مرض مزبور شدت كرده ورم متزايد شده ، بعد از ورود به مشهد مقدس رضوى عليه السلام ، جهان فانى را بدرود فرموده به جوار رحمت الهى پيوست .
اگرچه به ملاحظهء محاربهء هرات ، اين قضيهء موحشه را پوشيده مىداشتند ، ولى زمانى نگذشت كه در هرات و دار الخلافهء تهران و آذربايجان و ساير بلاد ايران منتشر گشت . چهل و هشت سال عمر آن حضرت بود و در شب
هامش
( 7 ) - محمد حسين ميرزا حشمة الدوله پسر ارشد محمد على ميرزا دولتشاه .
( 8 ) - بهاء الدوله بهمن ميرزا پسر چهارم عباس ميرزا .
( 9 ) - نواسير جمع ناسور است ( ا ع ) .