معير الممالك و سليمان خان افشار « 11 » عروسى ملوكانه كرده جشن بزرگى در دار الخلافه گرفتند .
هم در اين سال ، اميرزاده خسرو ميرزا خلف نايب السلطنهء مغفور كه به انتظام آق دربند مأمور شده بود با جمعى از تراكمه كه دستبرد به حوالى بسطام نموده بودند دچار و محاربهء سختى نموده بر آنها ظفر يافت و اموال و اسراى خراسان را مسترد ساخت و بدين واسطه مورد التفات امناى دولت شد . چون به خدمت اميرزادهء اعظم محمد ميرزا والى معاودت نمود چنان كه متوقع بود از برادر اكبر التفاتى نديد . همانا چون قائم مقام با خسرو ميرزا و برادران بطنى او به واسطهء محمد خان امير نظام خصومت قلبى داشت مىخواست ميانهء آنها را با اميرزاده اعظم بههم بزند . لهذا در حضرت محمد ميرزا والى چنان وانمود كرده بود كه خسرو ميرزا خيال اطاعت و كهترى شما را ندارد . لهذا اميرزادهء اعظم را از او و برادرانش كدورتى حاصل و خسرو ميرزا متوهم و خائف شده بهسمت دار الخلافه فرار كرد و يك دفعه او را از سبزوار بازگرداندند و اين فقره بيشتر سبب توهم او شده ثانيا فرار كرده به دار الخلافه آمد و به امر خاقانى در منزل عم خويش ظل السلطان منزل كرد و كشف حقيقت اين امر را موقوف به آمدن اميرزادهء اعظم محمد ميرزا گذاردند .
هم در اين سال ، از آذربايجان به دار الخلافه خبر رسيد كه اميرزاده جهانگير ميرزا برادر بزرگتر خسرو ميرزا چون طايفهء اكراد جلالى در اين اوقات ديگرباره به قافلهاى كه از اسلامبول به تبريز مىآمده دستبرد زده مال زيادى به يغما بردهاند لشكر بر سر آنها كشيده همه را قلعوقمع و غنيمت زياد از آنها به دست آورده و از آنجا بر سر طايفهء حيدرانلو تاخته بر آنها نيز ظفر يافته غنيمت و مال زيادى به خوى آورد و در اين بين خبر آمدن خسرو ميرزا را به دار الخلافه شنيده رسولى با عريضه و پيشكش روانهء خراسان داشته و به خسرو ميرزا نيز نوشت كه به مشهد بازگشته عذرخواهى كند . نوشتهء او وقتى به تهران رسيد كه خود اميرزادهء اعظم والى قريب به تهران رسيده بودند .
هامش
( 11 ) - فتحعلى شاه يك دختر خود را به نام « پاشا خانم » به حسينعلى خان معير الممالك تزويج كرد و دختر ديگر را به نام « قيصر خانم » به سليمان خان صاحب اختيار . نير الدوله فرخ - سپر ميرزا پسر چهل و هفتم و صاحبقران ميرزا پسر پنجاهم فتحعلى شاه بود .