بازآمد و خلعت خاصه براى اميرزاده والى و يكصد دست خلاع مباركه به جهت امرا و خوانين خراسان مصحوب محمد باقر خان قاجار بيگلر بيگى تهران - خال اميرزادهء اعظم - ارسال خراسان و يكصد دست نيز براى اميرزادگان و امراى آذربايجان به توسط ميرزا محمد خان بيگلر بيگى ايصال تبريز فرمودند و همگى ، جامهء سوگوارى را به خلعت شهريارى تبديل كردند .
هم در اين سال ، چون محمد على خان ايلخانى فارس و برادر اوسطش مرتضى قلى خان ايل بيگى از بعد كوچ دادن ايلات به كرمان و بازآمدن ، به خيال سرورى و خودسرى افتاده حق اطاعت فرمانفرما « 10 » را رعايت نمىكرد فرمانفرما به اشارهء حضرت صاحبقرانى ، آقا بابا خان سردار مازندرانى را مامور كرد كه ايل بيگى را به هر حيلت هست به حضور و الا آورد . آقا بابا خان در قلعهاى از قلاع فيروزآباد رفته و ايل بيگى را به لطائف الحيل به قلعه خوانده پس از آمدن ، حقيقت امر بر او منكشف شده متغيرانه خواست مراجعت كند . تفنگچيان آقا بابا خان كه در قلعه را بسته و مستعد نشسته بودند او و همراهانش را مانع شده تيرباران كردند .
اكثرى از همراهانش مقتول و خودش زخمدار شده او را گرفتند و به شيراز آوردند . پس از آن خود ايلخانى را نيز با ميرزا قاسم خان دامادش و ميرزا على اكبر قوام الملك كلانتر فارس كه متهم به دوستى ايلخانى بود به دستيارى اميرزاده امامقلى ميرزا گرفته ايلخانى را محبوس و دامادش را كور نموده قوام الملك را نيز چند روزى حبس و پس از آن رها كردند و مراتب را معروض دار الخلافه داشتند و اموال زياد از ايلخانى و برادرش به يغما رفت .
هم در اين سال ، حضرت صاحبقران به زيارت حضرت معصومه مشرفا و پس از تعمير ابنيه و عمارات آنجا مراجعت به دار الخلافه فرمود .
هم در اين سال ، حضرت خاقانى براى سلطان محمد ميرزاى سيف الدوله كه از اصفهان به قم و از قم در ركاب مبارك به دار الخلافه آمده بود و به جهت برادرش نير الدوله و صاحبقران ميرزا و حسينعلى خان
هامش
( 10 ) - مقصود شاهزاده حسينعلى ميرزا حاكم فارس است كه لقب « فرمانفرما » داشت .