تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 855

مساهمون:

ص٨٥٥
هندسه و غيره وارد تهران گرديد « 9 » و عسكر خان افشار ارومى به سفارت فرانسه مأمور شد و سليمان آقا سفير سلطان عثمانى به تهران وارد گشت . در اين سال در ايران به وضع نظام قشون ترتيبى داده شد و بيست هزار پياده نظام از آذربايجان و شانزده هزار از طبرستان و مازندران و سمنان و دامغان و چهار هزار از عراق گرفتند و اين قشون ملقب به « سرباز » شد . و دويست عراده توپ در قورخانهء تهران ريختند . و احمد چلبى با عريضه و پيشكش والى بغداد سليمان پاشاى كهيا به تهران آمد و آقا ابراهيم شيخ الاسلام بلدهء خوى به سفارت به اسلامبول نزد سلطان مصطفى خواندگار رفت . و در اين سال ژاك موريه « 10 » نايب سفارت انگليس به ايران آمد . اين مسافر در سفرنامهء خود شرحى از وضع تهران در آن سنه نگاشته كه ما ترجمهء آن را بعينه مىنگاريم :

شرح منقول از سفرنامهء ژاك موريه متعلق به تهران

موريه گويد : « پايتخت حاليهء ايران ، تهران است . دور باروى اين شهر از چهار ميل و نيم الى پنج ميل است . اين شهر را شش دروازه است كه سر در و جوانب آنها را كاشىكارى كرده صورت ببر و حيوانات ديگر را در كاشيها نقش كرده‌اند . در سمت شمال مغربى تهران بعضى يكه برجها در حوالى بارو است كه در يكى از آنها يك لوله توپ و يك زنبورك ديدم . شهر تهران به بزرگى شيراز ولى بيوتات و ابنيهء آن كمتر از شيراز است . عمارات تهران چندان خوب نيست . زيرا كه غالبا با خشت خام بنا شده و شباهت آن به ابنيهء عاليه كمتر است . تنها بنائى كه قابل ملاحظه و تعريف است مسجد شاه مىباشد كه ناتمام است و غير از اين مسجد ، شش مسجد
هامش
( 9 ) - شرح مأموريت گاردان را پسرش به نام كنت آلفرد دوگاردان تحت عنوان « مأموريت ژنرال گاردان در ايران » نوشته . عباس اقبال آشتيانى - استاد فقيد - در سال 1310 اين كتاب را ترجمه و منتشر نموده و در سال 1362 تجديد چاپ شده . ( 10 ) - غرض همانJames morier( جيمز موريه ) است كه « حاجىباباى اصفهانى » را نوشته و دو سفرنامه يكى از تهران به لندن و ديگرى از لندن به تهران .