بود در قم به دست عساكر منصوره گرفتار و در جمادى الاولى وارد تهران و در يكى از قراى شميران موسوم به دزاشيب مسكن يافت . نيز در اين سال تهيهء عروسى نواب عباس ميرزا نايب السلطنه و وليعهد دولت ايران ديده شد و به اسم صبيهء امير كبير ميرزا محمد خان دولو بيگلربيگى تهران خطبه خواندند . و در سال هزار و دويست و هفده عقد مزاوجت بسته و عروسى كردند .
در سال هزار و دويست و هفده ، در هفتم جمادى الاولى ، بعد از ورود موكب خاقان از خراسان به تهران ، فتنهء طايفهء ضالهء وهابيه و قتل كربلاى معلى معروض آستانهء پادشاهى شد و اين تفصيل در لغت كربلا ان شاء الله عن قريب ذكر خواهد شد « 4 » .
در همين سال ، اسماعيل بيك غلام خاصه كه به جهت تحقيق قتلعام وهابيه به بغداد رفته بود خواجه داود نامى را در زىتجار در بغداد ملاقات كرده وى دعوى نمود كه من از دولت فرانسه مأمور به ايران مىباشم و با اسماعيل بيك به تهران آمد و نامهاى داشت به خط و زبان فرانسه . در آن وقت كسى نبود كه بتواند اين خط را بخواند و مطالب نامه را دريافت كند . لابد سر نامه را باز نكرده به شخص حامل بازپس داده او را مراجعت دادند . بعد از نوروز اين سال ، در هفتم صفر از راه سارى و قرا تپه موكب پادشاهى به قصد تنبيه تركمانيهء صاين خانى به گرگان و استراباد تشريف فرما شد . و در همين سال والدهء خاقان سعيد شهيد « 5 » مهد عليا در تهران دنيا را وداع نموده نعش ايشان را به نجف اشرف حمل كردند .
در هزار و دويست و هجده ، نادر ميرزاى افشار از احفاد نادر شاه را كه در مشهد مقدس راه طغيان رفته در حوالى روضهء مطهره به دست خود ميرزا مهدى مجتهد را كه از سادات صحيح النسب بود به قتل رسانيده بود مغلولا به تهران آوردند و حكم به قصاص او شد و سلسلهء افشاريه به دو منقرض شدند . و در اين سال شاهزاده حسنعلى ميرزا ، به وزارت ميرزا عيسى
هامش
( 4 ) - متأسفانه مؤلف مرآة البلدان نتوانسته بيشتر از حرف جيم را بنويسد .
( 5 ) - مؤلف از فتحعلى شاه به عنوان « خاقان سعيد شهيد » ياد كرده و نتوانستم منظور وى را از « شهيد » بدانم . فتحعلى شاه در پنجشنبه 19 جمادى الثانى 1250 ظاهرا به مرگ طبيعى درگذشته .