تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 856

مساهمون:

ص٨٥٦
كوچك در تهران هست كه قابل ذكر نيست . اين شهر سه چهار مدرسهء بزرگ بيشتر ندارد . افواها مىگويند صد و پنجاه كاروانسرا و به‌همين شماره حمام در تهران هست . دو ميدان بزرگ يكى در شهر و يكى در ارگ تهران است . دو عمارت ييلاقى سلطنتى اين شهر راست : يكى قصر قاجار ، يكى نگارستان كه تازه بنا مىنمايند . هواى تهران به جهت نزديكى آن به كوه البرز و درياى خزر - كه پشت كوه البرز است - مختلف مىباشد و در تابستان نهايت ناسازگارى را دارد . زمين شهر ، پست و با رطوبت و شوره‌زار است . فصل گرما جز عجايز و عاجزين در شهر نمىمانند . آب تهران نيز تعريفى ندارد . اتباع سفارت ما اغلب به امراض مختلفه مبتلا شدند . منشى سفارت ما كه ايرانى است مبتلا به ناخوشى سختى شد و مشرف به موت آمد . چون به طبيب سفارت معتقد نبود اطباى ايرانى او را معالجه مىكردند . در شش روز شش فصد كامل از او كردند . بعد از آن‌كه مرگ را به رأى العين ديد در باب رجوع به طبيب سفارت از ديوان خواجه حافظ تفألى گرفت ، اتفاق خوب آمد . مع ذلك جرات به اين كار نمىنمود . ما را يقين شد كه اين مرد بايد بميرد . بعد از چند روزى بهبودى حاصل نموده به سفارت آمد . معلوم شد يكى از اطباى پادشاهى او را به آب هندوانه علاج نموده . معالجهء اطباى ايرانى به همان دستور العمل جالينوس « 11 » است و علت امراض را به دو چيز منحصر مىدانند : حرارت و برودت . در حرارت فصد مىنمايند و در برودت مسهل مىدهند . علاوه‌بر اين قسم معالجه ، اهالى اعتقاد غريبى دارند كه وقت ناخوشى پارچهء كهنه به درختى ببندند و آن پارچه كه ديگرى بسته باز كرده بردارند و داشتن آن پارچهء كهنه را با خود طلسم مىدانند . گاه مىشود كه به جهت رفع ناخوشى در امتداد مرض اسم خود را تغيير مىدهند و اين رسم از زمان صفويه در ميان ايشان متداول است چنان‌كه شاه سليمان صفوى كه اول اسم او شاه صفى بود به واسطهء مرض ، تغيير اسم داده شاه سليمان شد . خلاصه تشريفاتى كه از براى سفير انگليس روز پذيرائى او قرار دادند از اين قرار بود : قبل از حركت از منزل جورابهاى بلند از ماهوت سرخ براى ما با كفش ساغرى پاشنه بلندى مهيا كردند ( غرض از جوراب
هامش
( 11 ) -Galien .