تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
مناصب عاليه داشتند و به واسطهء صدماتى كه از لطفعلى خان به قراء و مزارع ايشان رسيده بود خيلى دلتنگ بودند و مىدانستند كه اين سردار با اين لشكر اگر به جنگ افغان مأمور شود فتحى نمايان نمايد و بر اعتبار او بيفزايد و بيش از پيش به آنها صدمه رساند . و نيز معلوم بود كه تا فتحعلى خان صدر اعظم برادر زن او صدارت دارد اخلالى در كار او نمىتوانند ، لهذا اول تدبير تمامى صدر اعظم را نمودند . ملا باشى و حكيم باشى شاه سلطان حسين « 7 » كه با آنها همدست بودند و پيش شاه نهايت محترم ، متعهد اين مطلب شده نيم شبى كه شاه در بستر خواب بود به خوابگاه او وارد شدند . شاه ترسيده برآشفت و از سبب جسارت پرسيد . عرض كردند كه ما را قدرت اين جرات نبود . چون صدمهء جانى شاه را استنباط كرديم لهذا اقدام به اين بىادبى نموديم . و گفتند لطفعلى خان با اين قشون مستعد كه در شيراز جمع نموده به زودى به اصفهان وارد و حرمخانه و خزانه و ساير بيوتات را متصرف مىشود . از اين طرف نيز اعتماد الدوله با سه هزار نفر اكراد غفلة به تهران وارد و شما را محبوس بلكه مقتول مىنمايد و جاى لمحه‌اى تامل نيست . زيرا كه همين امشب اين سه هزار نفر كرد به قصد مزبور وارد تهران خواهند شد و بايد به زودى چارهء اين كار نمود . و براى اثبات قول خود ، كاغذى به شاه - سلطان حسين نمودند كه اعتماد الدوله به والى كردستان نوشته و با مهر سلطنتى ممهور نموده . او را عاجلا به طهران احضار كرده . شاه سلطان حسين چون خط و مهر را ديد ، بدون اين‌كه كاغذ را تمام بخواند بر خود لرزيد . ( در زمان سلطنت صفويه چنان‌كه حالا در عثمانى رسم است مهر دولتى كه به ارقام و فرامين و بروات زده مىشد نزد صدر اعظم بود ) و بعد از اظهار وحشت زياد ، از اين دو شخص چاره‌جو شد . آنها صلاح ديدند كه قورچى باشى با يك دسته قورچى و قشون به قتل اعتماد الدوله مامور شوند . قورچى باشى احضار و به اين امر مأمور شد . اما بعضى خواجه‌سرايان كه اغلب طرف مشورت شاه سلطان حسين بودند عرض كردند اعتماد الدوله ذخاير و دفاين زياد دارد و اگر غفلة كشته شود از آن اموال چيزى نصيب شاه نخواهد شد . بهتر آن‌كه او را حبس و مكفوف البصر نموده با شكنجه او را مقر ذخاير كرد . شاه سلطان حسين اين حرف را پسنديده
هامش
( 7 ) - ميرزا محمد حسين ملا باشى و ميرزا رحيم حكيم باشى .