و خطاب « صوفى صافى ضمير دولتخواه » و حكومت قندهار و سيستان را به او واگذار نمود .
از سلاطين صفويه كسى كه در تهران توقف نمود شاه سلطان حسين بود و بس . وى در سال هزار و صد و سى و پنج وقتى كه محمود به بعضى ممالك ايران استيلا يافته بود در تهران اقامت داشت و در اينجا سفير سلطان احمد سيم را كه براى بعضى تحقيقات به ايران آمده بود پذيرفت و ذكر آن بيايد « 4 » .
در كتاب موسوم به « شورش ايران » از تأليفات ماميك لراك « 5 » از به دو غلبهء افغان تا فوت اشرف بلكه جلوس نادر شاه را در سه جلد نوشته .
اين مولف به واسطهء سفرنامهء درى افندى سفير عثمانى و موسيو گاردان قنسول فرانسه كه هنگام محاصرهء اصفهان به توسط افغان در آن شهر بوده و به واسطهء بعضى كشيشهاى كاتوليكى مذهب كه در اصفهان و ساير بلاد ايران بودهاند و راپورتهاى رسمى كه از حالت ايران به اسلامبول فرستاده مىشد و مؤلف مزبور به واسطهء سمت نيابتى كه در سفارت فرانسه در اسلامبول داشته آن راپورتها را تحصيل نموده و اطلاعات كامل از حالت ايران حاصل كرده كتاب مسطور را تأليف نموده . و مىتوان گفت كه از ابتداى ورود ميرويس به اصفهان به تظلم تا غلبهء افغان و قلع ايشان به دست نادر شاه افشار به اصح وجوه در اين كتاب ثبت است . و آنچه از آن وقايع كه راجعبه تهران است ما نقل مىنمائيم . از جمله حركت شاه سلطان حسين است از اصفهان و ورود او به تهران و مدت توقف او در اين شهر و حوادثى كه رو داده . و آن از اين قرار است :
هامش
( 4 ) - سلطان احمد سوم پادشاه عثمانى كه از 1115 / 1703 تا 1143 / 1730 سلطنت كرد براى اطلاع بيشتر به روابط او با ايران رجوع شود به كتاب « اسناد سياسى ايران در سالهاى 1105 تا 1135 » تأليف عبد الحسين نوايى ( 1363 ) .
( 5 ) -Lairac louis Andre de la Mamieكتاب وى در سه جلد تحت اين عنوان در 1750 در پاريس منتشر شده : « تاريخ ايران از آغاز اين قرن » :Histoire de perse depuis le Commencement de ce sie ? cle .