[ مطالب كتاب شورش ايران مربوط به تهران ]
« . . . محمود افغان چهار ماه كرمان را محاصره كرده بود كه لطفعلى خان سردار ايران بر او تاخته قشون مختصرى را كه با او بود هزيمت داده و تا قندهار تعاقب كرد و خبر اين فتح بزرگ كه غير مترقب بود دو روز بعد از ورود شاه سلطان حسين به تهران ، به دربار ايران رسيد .
اين اخبار چندى سبب اطمينان شاه و وزرا شد . از آن طرف لطفعلى خان بعد از شكست محمود و بازگشت از تعاقب او صلاح ديد حصار شهر كرمان را استحكامى دهد [ تا ] مبادا ثانيا از اين سمت ايران افاغنه وارد مملكت شوند . ولى چون عاجلا اين كار ممكن نبود فقط به استحكام حصار ارگ كوشيد و قشون معتبرى آنجا گذاشته به شيراز كه حكومت آن متعلق به او بود و بر عساكر زيادى كه در آنجا جمع شده بود سردارى داشت راند . و اين فتح نمايان كه بايد سبب ترقى او شود موجب تمامى او و اضمحلال اعتماد الدوله « 6 » برادر زن او شد چنانكه بيايد .
بارى ، به عقيدهء بعضى ، لطفعلى خان بعد از ورود به شيراز به سبب غرضى كه با بعضى اهالى كه صاحبان مناصب عاليه بودند داشت ، و به اعتقاد زمرهاى ديگر لازم دانست كه زياده از ماليات معمول بهطور گزاف از شيراز و بلوكات دريافت نمايد . به علاوه هرچه اسب و اسلحه در هرجا بود به دست آورده به لشكريان قسمت كرد و جمعيتى از قشون را به علت سرما در خانهء اهالى منزل داد . قشون عمدهء ايران در اين زمستان هزار و صد و سى و سهء هجرى در شيراز بود و مدتها بود كه اردوئى به اين عظمت ديده نشده [ بود و ] آذوقه و اسلحه مهيا و چند هزار شتر نيز مستمر از اطراف آذوقه مىآوردند . اين قشون كه بسيارى از آنها در جنگ كرمان حاضر و رشادتى كرده بودند مهياى جنگ و تدارك همه براى دفع افغان بود و اگر اختلالى در كار اين سردار نمودار نمىشد بنياد افغان را برمىانداخت .
اما اين سردار رشيد مغلولا به تهران فرستاده و اين قشون آراسته متفرق شد .
تبيين آنكه فارسيها چنانكه اشاره شد در دربار شاه سلطان حسين
هامش
( 6 ) - اعتماد الدوله فتحعلى خان داغستانى .