تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١
به اشارهء مرشد قلى خان حبس كرده بود احضار نموده نهايت حرمت نمود و در اين شهر مجلس عيش چيده بعد با پدر به قزوين رفت . در نهصد و نود و شش كه عبد المؤمن خان ازبك با خوانين ماوراء النهر به تسخير خراسان و محاصرهء مشهد مقدس آمده بود ، شاه عباس به قصد تنبيه آنها از قزوين حركت كرده در تهران پنجاه روز به ناخوشى صعبى مبتلا شد و بدين واسطه اغلب لشكر او متفرق گشتند . و در مقدمة - الجيش او كه در بسطام به انتظار او بودند و با افتاده اهالى خراسان كه اين دو خبر را شنيدند مأيوس شده و ازبكيه مشهد را به غلبه گرفته جمعى كثير از قزلباشيهء ساخلوى و اهل شهر را كشتند . حتى در روضهء مطهره به امر عبد المؤمن خان جماعتى از سادات را به قتل رسانيدند و عبد المؤمن - خان بعد از قتل‌عام مشهد به سرخس رفته چون نتوانست فتح سرخس كند به ماوراء النهر رفت كه سال ديگر بازگردد . در اين سفر عبد المؤمن خان ، نيشابور ، جام ، خواف ، باخرز ، فوشنج و غوريان به دست ازبكيه افتاد . شاه عباس در تهران به معالجه مىپرداخت و چون از اطباء مأيوس شد به حضرت عبد العظيم پناه برده در آن حضرت بهبودى يافت . در سال هزار و پنجاه و يك كه سال اول جلوس شاه عباس ثانى بود امام قلى خان ، پادشاه ماوراء النهر به قصد مكهء معظمه به تهران رسيد و شاه عباس از قزوين جمعى را تا تهران به استقبال او فرستاد و به احترام او را به قزوين بردند . در هزار و شصت و نه شاه عباس ثانى از اصفهان عازم تفرج مازندران شده به تهران رسيد و از راه فيروزكوه به مازندران رفته در آنجا مرحوم شد . در هزار و صد و سى و پنج شاه سلطان حسين به جهت جمع‌آورى قشون از اصفهان به قزوين و از قزوين به تهران آمد و چند سردار به دفع افاغنهء ابدالى و غليجائى مأمور شدند و مغلوبا مراجعت كردند . محمود غليجائى به اسد الله ابدالى والى هرات حمله نموده بر او غالب و عريضه به شاه سلطان حسين نوشته فتح هرات و شكست اسد الله را دليل خلوص خود قرار داد . اما در باطن قصد او دفع دشمن و همسر بود . اين عريضه در تهران به شاه سلطان حسين رسيده شمشيرى مرصع بالقب « حسينقلى خانى »