كه بيگلر بيگى براى تهران و بلوكات او تا فيروزكوه معين كرد ، شاه عباس بود .
پيترو دلاول « 1 » كه در سال هزار و ششصد و هجدهء مسيحى مطابق هزار و بيست و هشت هجرى به ايران سفر نموده و اول مسافر فرنگى است كه از تهران عبور كرده مىنويسد : « تهران از كاشان بزرگتر ولى تعداد نفوس سكنهء آن كمتر از سكنهء كاشان است . يك ثلث از زمين داخل حصار ، بيوتات و دو ثلث ديگر ، باغات است . در قسمت بيوتات نيز در جميع كوچههاى خيابان مانند ، درخت چنار غرس كردهاند و دور دايرهء تنهء چنار به قدرى است كه چهار نفر كه دست به هم بدهند به اشكال مىتوانند يك درخت را بغل نمود » . اين مسافر گويد : « چنانكه اسلامبول به واسطهء زيادتى درختهاى سرو نزد بعضى مسافرين به « سروستان » معروف است ، تهران نيز بايد به « چنارستان » موسوم باشد » . اين مسافر در تهران ابنيهء عاليه نديده كه در سياحتنامهء خود ثبت نمايد .
مؤلف گويد وقايعى كه در دار الخلافهء تهران اتفاق افتاده اولى اين است كه برحسب قدمت سنوات مقدم داريم و چون به شرح سلطنت اين خسرو عادل باذل كه تجديد و تكميل مآثر و مراسم از خواص زمان ابد توامان اوست رسيم جغرافى حاليهء تهران به واسطهء شرح و اظهار آثار كريمهء خسروانه خود معلوم خواهد شد . ان شاء الله تعالى .
ذكر تواريخ متعلق به دار الخلافهء تهران از سال نهصد و چهل و چهار هجرى الى يومنا هذا
در سال نهصد و چهل و چهار هجرى ، شاه طهماسب از هرات مراجعت كرده به تهران رسيد و در اين شهر ، حكم به گرفتن شاه قوام - الدين نوربخش كه از اكابر سادات عراق بود نموده به قزوين رفت « 2 » .
هامش
( 1 ) -Peitro della valleسياح و نجيبزادهء ايتاليائى كه چند سال در خدمت شاه - عباس بود ( ر ك زندگانى شاه عباس اول ، ج 4 فصل 2 ) .
( 2 ) - براى تفصيل اين قضيه رجوع شود به احسن التواريخ روملو جلد دوم ص 363 - 364 ( به تصحيح عبد الحسين نوائى ، انتشارات فرهنگستان ادب و هنر ، 1357 ) .