به واسطهء انها جاريه و كثرت اشجار مثمره و باغات متنزهه ، نظير بهشت است خاصه بلوك شميران كه در شمال اين قريه واقع است و از كمال خضرت و صفا و نضرت و بها از حيز توصيف بيرون است . بلوك شميران كه به « شمع ايران » معروف بوده بهترين ييلاقات دنيا است » .
نيز احمد رازى گويد : « در دو فرسخى تهران قريهاى است معروف به « كن سولقان » كه از زيادتى آبهاى جارى و فواكه لطيفه و لطافت هوا به بستان پريان بيشتر شبيه است . بهترين ميوهجات كن سولقان ، گلابى و هلو است » . و احمد رازى مبالغه در توصيف اين دو ميوه نموده بلكه مىگويد : « به قدرى كه زبان براى دهان لازم [ است ] خوردن گلابى و هلوى كن سولقان هم به همان اندازه لزوم دارد » .
خلاصه اغلب مسافرين مسطور ، اراضى تهران را حاصلخيز و داراى باغات ميوهء خوب نوشتهاند . اين شهر كه الآن مقر خلافت عظمى است در زمان شاه طهماسب صفوى ابن شاه اسماعيل به واسطهء كثرت مياه و اشجار و مكانتى كه داشت محل توجه شده شاه طهماسب در سنهء نهصد و شصت و يك حكم كرد باروئى دور او بنا نمودند كه شش هزار گام دورهء او بود و به عدد سور مباركهء قرانى ، صد و چهارده برج براى بارو قرار دادند و در هر برجى ، يك سوره از سور قرآن مجيد دفن كردند و چهار دروازه براى شهر ساختند و خندق دور بارو اتصال يافت به اراضى رملزار . و چون خاك خندق ، كفايت ساختن قلعه و بروج را ننمود از دو چال خاك برداشتند : چال ميدان و چال حصار . و از همان وقت اين دو محل به اين دو اسم موسوم شد .
و دروازه دولت ، دروازهء ارگ است كه از بناهاى افاغنه مىباشد به اين معنى كه هرجا در ممالك محروسه ، ارگ بنا شده افغان بنا كرده و يك طرف آن را به صحرا وصل نموده كه راه گريز باشد .
اما در زمان سلطنت صفويه ، عمارت سلطنتى اصلا در اين شهر ساخته نشد . بلكه شاه عباس بزرگ ، سفرى كه به خراسان مىرفت در تهران مريض شد و لعنت كرد كسى را كه از خارج شهر تهران ، داخل اين شهر شود و شب را در آن بيتوته نمايد . بعضى مورخين برايناند كه اين لعن شاه عباس ، نه براى مريض شدن در تهران بوده بلكه به علت وحشىگرى و پذيرائى بد مردم اين سرزمين از شاه عباس بوده . بههرحال اول پادشاهى
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 828
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٨٢٨