تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧
تصنيف نموده و در آن كتاب همين‌قدر ذكر مىنمايد كه تهران قريه‌اى است معظم جزء ايالت رى ، داراى باغات زياد و در آن باغات ، اشجار ميوه‌دار غرس شده و سكنه در خانه‌هاى سرداب مانند متوطن‌اند . همين‌كه دشمنى به ايشان حمله آرد به آن خانه‌هاى تحتانى پناه جسته و هرقدر محصور بودن آنها امتداد يابد به سبب كثرت آذوقه كه از فرط احتياط ذخيره كرده‌اند آسوده‌اند و بيرون آوردن ايشان از آن اماكن غير مقدور است . و چون دشمن مأيوس شد و معاودت كرد از زيرزمين بيرون آمده اطراف و جوانب شهر بلكه شوارع و طرق عام را كه محل عبور و مرور قوافل و مترددين است فروگرفته به راهزنى و قتل و غارت مشغول مىشوند ، و دائما به سلطان عصر ، ياغى و با عساكر او در كار زد و خوردند و ماليات خود را به زر مسكوك نمىپردازند بلكه در عوض نقود و وجوه رايج خروس و مرغ مىپردازند ! و با آنها بايد بر وفق رفق و مدارا حركت نمود نه تسلط . و حكم زراعت آنها با بيل است . با گاو زمين را شخم نمىكنند . بلكه مطلقا دواب و اغنام و احشام نگاه نمىدارند كه مبادا وقت محصور شدن ، به غارت برند . حاجى خليفه موسوم به مصطفى بن عبد الله چلبى و ملقب به كاتب در « جهان‌نامهء » خود شرحى از تهران نوشته و اهالى آن را « وحشى و بىرحم » خوانده است . ياقوت حموى و عبد الرشيد بن صالح بن نورى معروف به باكوئى و حمد الله مستوفى و احمد رازى صاحب تذكرهء هفت اقليم كه از مصنفات سنهء هزار و دو هجرى است از ميوه‌جات تهران توصيف نموده‌اند . احمد رازى در همين كتاب يعنى در تذكرهء هفت اقليم گويد « 1 » : « تهران
هامش
( 1 ) - هفت اقليم تأليف امين احمد رازى ( به تصحيح و تعليق جواد فاضل چاپ كتابفروشى على اكبر علمى ) جلد سوم صفحهء 7 . فرمايد كه در زير سايهء بلند پايه‌اش اين مشتى ضعيف به فراغت و امنيت گذرانند و جان ناقابل خود را فداى پادشاه سازند . و از كمال مرحمت و شفقت دربارهء رعيت و سپاهى مدرسه‌اى ساخته‌اند موسوم به دار الفنون در ارك همايون ، معلمين از مسلمان و فرنگى در آنجا نشسته‌اند و از هر نوع علم و دانش به اطفال رعايا و برايا تعليم مىدهند و مخارج آن را يوما فيوما از ديوان اعلى مىرسانند و روز به روز در تربيت اهل ايران و در تربيت اهل اين شهر خصوصا سعى مىفرمايند »
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 827 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى