و اين آبادى منقسم به دوازده محله مىشود . اهل هر محله با محلهء ديگر منازعه مىنمايند و مردم اين محله به محلهء ديگر نمىروند . و باغات و بساتين زياد دارد ، و همين فقره اسباب حراست اهالى و دفع دشمن از ايشان است . و باوجود محروس بودن ، با گاو زراعت نمىكنند و زراعت ايشان ، دستى و به مرور است . زيرا كه مىترسند بعضى از آنها دواب بعض ديگر را به غارت برند . جماعتى از اهل علم منسوب به تهران مىباشند .
نيز تهران ( طهران ) از قراى اصفهان است و جمعى از محدثين منسوب به اين قريه هستند . انتهى .
حمد الله مستوفى گويد « 1 » : « طهران قصبهاى است معتبر و آب و هوايش خوشتر از رى است و در حاصل مانند آن ، و در مقابل اهل آنجا كثرتى عظيم داشتهاند » . انتهى .
صاحب زينة المجالس گويد « 2 » : « شهر رى از زمان قتلعام مغول تاكنون خراب مانده و الحال طهران و ورامين شهر آنجاست . آب و هواى طهران از ساير ولايات رى نيكوتر است . در قديم قصبه بود و حضرت پادشاه مغفور در عمارت آن كوشيده و باروئى دور آن كشيد كه تقريبا يك فرسخ دورهء آن است ( مقصود از پادشاه ، شاه طهماسب است ) . اين شهر اكنون معمور و آبادان و از ارتفاعاتش غله و ميوه نيكو مىآيد . از جمله خربزه و انگور و انجير او نهايت لطيف مىآيد . اما خورندهء ميوهها از تب و لرز مصون نيست » . انتهى .
صاحب رياض السياحه گويد « 3 » : « طهران شهرى است مشهور و به خوبى آب و هوا موصوف ، حبوباتش ارزان و فواكهش فراوان و اكثر ميوهجات آنجا خاصه خربزه و انگور و انجير ممتاز است . در قديم اين شهر قصبه بوده به تدريج رو به عمارت نهاده . شاه طهماسب بن شاه اسماعيل صفوى در وسعت و عظمت آن كوشيد و بر آن حصارى حصين كشيد .
هامش
( 1 ) - نزهة القلوب به تصحيح محمد دبيرسياقى ( چاپ سال 1336 ص 59 ) .
( 2 ) - يعنى سيد مجد الدين محمد بن ابى طالب حسينى حائرى متخلص به « مجدى » كه كتاب زينة المجالس را در 1004 پرداخته . زينة المجالس در 1262 چاپ سنگى شده است .
( 3 ) - مقصود زين العابدين شيروانى است ملقب به « مستعلى شاه » وى كه در 1253 درگذشته غير از رياض السياحة كتابهاى ديگرى دارد از جمله بستان السياحة و حدايق السياحة .