تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
از علماى حى تويسركان جناب ميرزا همايون امام جمعه جامع معقول و منقول و عالمى كريم النفس است ؛ جناب شيخ محمد كه از اجلهء علماست ، جناب ميرزا حسن قاضى ، جناب ميرزا محسن نايب الصدر ؛ و آقا اعلاى شيخ الاسلام كثر الله امثالهم . و از شاهزادگان عظام كه در تويسركان درجهء فضيلت و معرفت يافته و به محاسن آداب سمت تفرد دارد حاجى حسين ميرزا ولد نواب غفران مآب جهانگير ميرزا ابن مرحوم حضرت نايب السلطنه طاب الله ثراه مىباشد . مرحوم حاجى ملا حسينعلى تويسركانى كه در واقع سركانى و در اصفهان طلاب و فضلاى آن سامان را مستفيض داشت يكى از علماى بزرگ بااخلاق اين ناحيه بود . مرحوم مومى اليه كمتر از ده سال است كه به جوار رحمت الهى و اصل شده .

احوال ابو المحجن ثقفى

ابو المحجن مردى صحابى و شاعرى مطبوع الشعر و كريم و صاحب روايت بود و در شرب خمر افراط مىكرد و ممكن نبود كسى او را ترك دهد و از اين كار بازدارد . بلكه به كرات ، عمر او را حد زد و باز از اين عمل دست برنداشت تا اين‌كه او را نفى كرده و به جزيره‌اى در دريا فرستاد و شخصى را نگاهبان او قرار داد . ابو المحجن فرار كرده به سعد - وقاص كه در قادسيه به جنگ عجم مشغول بود ملحق شد و عمر به سعد نوشت كه او را حبس كند و سعد او را حبس نمود . بعض ديگر گفته‌اند ابو المحجن به شرب خمر مشغول بود و چون اكثار در مداومت اين كار كرد او را حبس و بند كردند تا روز جنگ قادسيه رسيد . او از محبس ، وضع جنگ را تماشا مىكرد و نزديك بود كه عجم بر لشكر اسلام غالب آيند . ابو المحجن براى زوجهء سعد يا ام ولد او پيغام داد كه اگر مرا رها كنى و ماديان بلقا را كه در خانه است با سلاح به من دهى من به جهاد روم و عهد مىكنم كه اگر زنده بازگشتم دوباره به محبس آيم و از روى تحسر اين شعر را خواند :
كفى حزنى ان يلتقى الخيل بالقنا * و اترك مشدودا على وثاقيا
زوجهء سعد او را رها و ماديان و سلاح به او داده ابو المحجن به ميدان آمد و حمله به لشكر عجم نمود . سعد وقاص او را ديده تعجب كرد و با خود
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 821 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى