تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 815

مساهمون:

ص٨١٥

توليم « 4 » :

شهر كوچكى است در گيلان .

تون [ مع - مر ] :

و تونا در لغت عرب سفيدى است كه در ناخنها پيدا مىشود و اسم شهرى است در ناحيهء قهستان نزديك قاين . جماعتى از اهل علم منسوب به اين شهرند . مؤلف گويد تون از شهرهاى خراسان ميانهء قاين و طبس واقع است . حصارى محكم دور اين شهر كشيده شده . بعضى از علماى جغرافى خاصه مسافرى محمد مجدى نام كه معلوم نيست در چه سال به تون سفر كرده و در يكى از كتابهاى فرنگى سياحتنامهء او ترجمه شده و به نظر مؤلف رسيده نوشته كه شهر تون را به سبك شهرهاى چين ساخته‌اند يعنى مدور بنا نموده . حصار دور شهر و خندق عميقى بىآب دور حصار و بازار دور خندق و خانه‌ها دور بازار و باغات دور خانه‌ها و غله‌زار دور باغات و در گرد باغات بر روى غديرىبندى بسته‌اند كه آب باران در بهار در ميان آن بند جمع مىشود و غله‌زار را مشروب مىنمايد . در اطراف بند خربزه و هندوانهء ديمى مىكارند و بسيار خوب به عمل مىآيد . بالجمله در اين كه اين شهر را چه شده كه به طرز شهرهاى چين ساخته‌اند ، احتمالات هست : يا در وقت تسلط مغول بر ايران اين شهر را اين طايفه بنا كرده‌اند و به واسطهء قرب جوار آنها با چين كه در واقع خود آنها هم تبعهء چينى بوده و هستند به طرزهاى خود بنياد اين شهر را نهاده‌اند يا اگر پيش از غلبهء مغول اين شهر بنا شده در آن زمان مندرس بوده و مغول تجديد عمارت كرده‌اند و مؤيد اين خيالات ابتدا شدن اسامى شهرهاى چينى غالبا به لفظ تون است مثل تونق و تونقان و تونگ‌شان و تونگ و غيره كه همه از بلاد چين است . به‌هرحال دو هزار و پانصد خانوار در شهر تون ساكن‌اند . باغات آن پر فواكه و صحراى آن حاصلخيز است . ترياك و ابريشم و تنباكوى تون در صفحات خراسان معروف است و به واسطهء كمى آب ، غلهء آن زياد نيست و همه ساله محتاج به ابتياع غله از خارج هستند . مويز و پستهء تون
هامش
( 4 ) - اكنون تولم خوانده مىشود .