تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
هفت هجرى اين مملكت به تصرف اولاد امير تيمور بود . آنگاه گرگين ششمى خروج كرده گرجستان را متصرف شد و بعد از ده سال الكسندر نامى به گرگين غالب آمده او سلطنت يافت . از سال هزار و پانصد مسيحى مطابق نهصد و شش هجرى تا سال هزار و هفتصد و سه مسيحى مطابق هزار و صد و پانزده هجرى دوازده نفر در گرجستان به تبعيت دولت ايران حكمرانى كردند و اگر گاهى ياغى مىشدند و خراج و ماليات به اصفهان نمىفرستادند قشون ايران باز آنها را گوشمال داده تابع و منقاد مىنمودند .

ذكر غلبهء سلاطين صفويه بر گرجستان و تفليس

اول سلطانى از صفويه كه گرجستان و تفليس را متصرف شد شاه اسماعيل بزرگ بود . اين پادشاه فقط به اخذ ماليات اكتفا كرده حاكم و ساخلوى در تفليس نگذاشت و در زمان سلطنت شاه اسماعيل و شاه طهماسب اين ماليات به قاعده به ايران مىرسيد . اواخر سلطنت شاه طهماسب ، لهراسب حكمران گرجستان مملكت را به دو پسر خود سيمون و داود تقسيم كرده درگذشت . سيمون از داود سنا بزرگتر بود و اين هردو ناراضى از قسمت و تقسيم پدر بودند و باهم بناى منازعه نمودند و هردو ايلچى به دربار شاه طهماسب فرستاده مستدعى امداد شدند . فرستادهء داود زودتر رسيده بود . شاه طهماسب در جواب او گفت اگر داود ترك مذهب عيسوى نمايد و اسلام اختيار كند به او كمك مىشود و تمام گرجستان را متصرف خواهد شد . داود قبول كرده مسلمان شد . شاه طهماسب سى هزار سوار به كمك او فرستاد . چون آن سى هزار سوار وارد گرجستان شدند سردار شاه طهماسب ، داود را گرفته مغلولا به قزوين كه آن وقت پايتخت بود فرستاد . چون داود به قزوين رسيد فرمانى شاه طهماسب به سيمون نوشت مضمون اين‌كه اگر او نيز اسلام قبول كند و تابع ايران باشد مستقلا حكمرانى گرجستان او را شود . و داود مدة العمر در قزوين محبوس ماند . سيمون چون قشون ايران را در مملكت خود مىديد به وعده‌هاى شاه طهماسب دل داده از گرجستان به قزوين آمد . شاه طهماسب سيمون را گرفته به قلعهء گنجه فرستاده در آنجا حبس كردند و داود را داود خان كرده والى گرجستان نمود . ولى از اقارب و اولاد داود خان و ساير اعاظم