و به دو ملتجى شد كه او را به جان امان دهد و سلطنت را به گرگين واگذار كرد . گرگين در آن وقت معروف به گرگين سيم شد و دو چشم برادرزادهء خود را نابينا كرد .
ايوان بعد از اين مقدمه قلعه را تسليم و خود نيز به اردوى گرگين سيم آمد . گرگين راه بىرحمى رفته ايوان و جميع اقرباى او را اناثا ذكورا مقتول ساخت . در اين بين برادر ايوان ، با شصت هزار قشون كه از اتابك ايلدگز و پادشاه ارمن گرفته بود ، وارد گرجستان شد .
ولى چون از ماجرا مطلع شد آن لشكر را مرخص كرده و خود با برادرزادهها به خدمت اتابك ايلدگز شتافته به دو پناه بردند . گرگين سيم پس از چند سال سلطنت درگذشت و دختر او ، تهامار ملكهء گرجستان شد .
در زمان سلطنت اين زن گرجستان طورى امن و مردم به قسمى آسوده بودند كه او را ملكه نخواندند بلكه ملك مىگفتند . او اقوام ايوان سپهسالار را كه به آذربايجان فرار كرده بودند به گرجستان احضار كرد و تمام ولاياتى را كه ما بين رود كر و ارس بود متصرف شد . در اين قسمت آسيا يعنى از بحر خزر تا درياى سياه مملكتى نبود كه مسخر او نباشد .
پسر اين ملكه - گرگين چهارم - بعد از مادر سلطنت يافت و در زمان سلطنت اين گرگين در سال هزار و دويست و بيست مسيحى مطابق ششصد و هفده هجرى لشكر مغول وارد گرجستان شده اين مملكت را ويران ساخت . گرگين چهارم در سن كهولت درگذشت و پسرش كه در صغر سن بود و معروف به داود چهارم است پادشاه شد و بنا بر وصيت گرگين چهارم ، روزودان خواهر گرگين نايب السلطنهء برادرزادهء خود داود چهارم بود . در هزار و دويست و بيست و چهار مسيحى مطابق ششصد و بيست و يك ، روزودان برادرزادهء خود را از سلطنت خلع و خود بالاستقلال ملكهء گرجستان شد . در زمان سلطنت اين ملكه در ثانى لشكر مغول به گرجستان تاخت و گرجستان از سلطان و والى معتبر خالى ماند تا سال هزار و پانصد مسيحى مطابق نهصد و شش هجرى .
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 785
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٧٨٥