بود سلمان بن ربيعهء باهلى را با دوازده هزار نفر به ارمينيه و گرجستان روانه نمود . سلمان بعضى اراضى اين مملكت را تاخت و اموال زياد به غنيمت برده اسير بسيار بگرفت و به اردوى وليد پيوست .
در سال نود و دو هجرى وليد بن عبد الملك عموى خود محمد بن مروان را از بلاد جزيره و ارمينيه عزل كرد و مسلمه « 18 » برادر خود را حكومت داد . مسلمه بهطرف ارمينيه و آذربايجان روان شد و جميع قلاع و حصون آن صفحات را تا باب الابواب فتح كرد .
در سال دويست و سى و هفت هجرى ، اهل ارمينيه به حاكم خود يوسف بن محمد كه از جانب متوكل عباسى حكومت مىكرد شوريده او را كشتند و علت شورش اين بود كه بقراط بن اشوط بطريق البطارقهء « 19 » ارمينيه با پسر خود بهطور امان نزد يوسف آمدند . يوسف او را با پسرش گرفته به بغداد فرستاد . ارامنه صبر كردند تا زمستان شد و يوسف قشون خود را در ولايات متفرق ساخت و برف راهها را مسدود نمود آنگاه بطارقهء ارمينيه با برادرزادهء بقراط هم قسم شدند . موسى بن زراره حاكم ارزنة الروم نيز چون داماد بقراط بود با آنها اتفاق نموده يوسف را در شهر طرون محصور كردند . يوسف با معدودى كه با او بودند از شهر بيرون آمده جنگ كرد همگى كشته شدند و قشونى را كه يوسف در بلاد متفرق كرده بود يا برهنه كرده بيرون نمودند يا بكشتند و برهنه شدهها نيز غالبا از سرما مردند . چون اين خبر به سمع متوكل رسيده ، بوقاى كبير را كه حاجب بزرگ خليفه و يكى از سردارهاى معتبر بود به نظم آن نواحى و خونخواهى يوسف مأمور كرد . بوقا از راه موصل و كركوك بهطرف ارزنة الروم رانده اول موسى بن زراره را گرفته به بغداد فرستاد و جميع كسانى را كه اجماع كرده و با يوسف جنگ نموده و در آنجا بودند بكشت و شمارهء اين اشخاص تقريبا سى هزار بود و همين قدرها اسير بگرفت .
و از آنجا بهطرف باق رفته حاكم باق و اشوط بن حمزه را اسير كرد بعد به شهر دبيل رفت و يك ماه در آنجا توقف نمود . بعد به جانب تفليس راند . آن شهر را محاصره كرد . مقدمهء لشكر بوقا با زيرك ترك بود . اين شخص نيز يكى از سردارهاى معروف است .
هامش
( 18 ) - متن همهجا : « مسيلمه » .
( 19 ) - بطريق در روم به منزلهء امير تومان بوده در ايران ( ا ع ) .