تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
در غلبهء اسكندر بر آسيا اهالى گرجستان بالطوع و الرغبة بدون جنگ و مخاصمه تبعيت آن پادشاه را اختيار كردند . بعد از فوت اسكندر ، فرنواز نام را گرجيها به پادشاهى خود برداشتند به روايتى شصت و پنج سال قبل از ميلاد يكى از سلاطين خانوادهء فرنواز مغلوب پومپى « 15 » قيصر رومة الكبرى گرديد و چندى گرجستان يكى از ايالات رومه الكبرى محسوب مىشد . اما عقيدهء بعضى اين است كه اريس نام از طايفهء اشكانيان كه سلطنت گرجستان داشت مغلوب پومپى شد . طايفه‌اى براين‌اند كه در مائهء هشتم مسيحى شخصى يهودى موسوم به بگراتيد در گرجستان بناى سلطنت نهاده ولاة و سلاطين گرجستان كه تقريبا تا هزار و هشتصد عيسوى پادشاهى مىكردند از طايفهء بگراتيد بودند « 16 » . اما اقوال مسطوره در ذيل تضعيف اين قول مىنمايد . در زمان سلطنت ديك‌لتين « 17 » سلطان روم و حكمرانى ميريان نام در گرجستان تقريبا از دويست و شصت و پنج مسيحى تا سنهء سيصد ، نينا نامى مذهب عيسوى را در گرجستان رواج داد . در مائهء ششم انوشيروان فتح گرجستان نمود و مدتها اولاد انوشيروان در آن مملكت حكمرانى داشتند .

ذكر فتح تفليس به دست لشكر اسلام

در سنهء بيست و پنج هجرى - سال دويم خلافت عثمان بن عفان - وليد بن عقبه حاكم كوفه كه از جانب خليفه مأمور تنبيه اهالى آذربايجان
هامش
( 15 ) -Pompeeسردار معروف رومى كه از طرف سناى رم مأمور جنگ با ميتريدات امير كشور پونت ( پونتوس - بنطس ) بود . ( 16 ) -Bagratidesبه معناى سلاطين باگراتى است نه نام مؤسس آن سلسله . بگراتيان ( بقراطيان در اشعار خاقانى ) اعقاب مردى هستند به نام باگرات ( بگرادBagrad- بقراط ) كه در اواخر قرن نهم ميلادى بنيان سلسله‌اى نهاد . مورخين نوشته‌اند كه وى اصلا از نژاد سامى بوده ( هرچند كه نام او خلاف اين امر را اثبات مىكند ) و از مدتها پيش به ارمنستان مهاجرت كرده است . اين سلسله كه در زمان اشكانيان پا گرفت تا اواخر قرن يازدهم ميلادى امتداد يافت . ر ك شرح قصيدهء ترسائيهء خاقانى به توسط مينورسكى ، ترجمهء عبد الحسين زرين‌كوب ( انتشارات سروش تبريز ، 1348 ش ) ص 96 . ( 17 ) -Diocletien .