سم نمرد سم عقرب تمام از بدن ملسوع خارج شده و شفا يافته است .
معالجهء يرقان : مريض را ميان برنج پخته بخوابانند و روى او را بپوشانند و اگر برنج پيدا نشود شير به بدن او بمالند .
معالجهء وجع مفاصل : مطبوخ خربق « 6 » را هم بنوشند هم طلا نمايند « 7 » .
معالجهء اوجاع اندرونى : مطبوخ موميائى صرف نمايند .
معالجهء سقطه و ضربه : مطبوخ موميائى به افراط به مريض دهند و او را در پوست گاو كنند و مكرر از او فصد كنند و از نباتى كه موسوم به لسان الكلب « 8 » است بر روى زخم بپاشند .
معالجهء نزولات و درد گلو « 9 » : طلاى كهربا به سر و گلو مىباشد .
معالجهء ذو سنطاريا : مطبوخ بزرك و مورد با خون خرگوش مخلوط به شراب .
معالجهء بواسير : پاشيدن برگ بارهنگ است به موضع بواسير .
معالجهء درد كمر : برگ و تخم خطمى هم بنوشند هم طلا نمايند .
معالجهء سنگ مثانه : مطبوخ خطمى بخورند .
معالجهء ذات الجنب : بگيرند دو پارچه خمير نازك را و قدرى زاج بر او پاشند با قدرى روناس « 10 » و آن خمير را گرم كنند يك پارچه را به موضعى كه درد مىكند و يك پارچه را از طرف پشت مقابل همان موضع بچسبانند و عمل را مكرر كنند تا مريض شفا يابد .
معالجهء سرفه : لسان الكلب « 11 » كه بارهنگ باشد .
بهترين معالجاتى كه در اين صفحات براى نوبه دارند اين است كه
هامش
( 6 ) - خربق گياهى است از تيرهء آلالهها داراى برگهاى دراز و ساقهء كوتاه با گلهاى پنج برگ و سرخ كمرنگ و بيخ دراز مانند پياز و ريشههاى باريك . طعم آن تلخ است و انواع بسيار دارد كه مهمترين آنها دو نوع و سياه و سفيد است ( فرهنگ فارسى معين ) .
( 7 ) - طلا كردن - ماليدن دواى رقيق بر اندام ( فرهنگ فارسى معين ) .
( 8 ) - لسان الكلب ، بارهنگ است ( ا ع ) .
( 9 ) - ترجمه : زكام و نزله و خونريزى سر و گلو .
( 10 ) - متن : ريناس - روناس در لاتينى گفته مىشودRubea Tinctorum.
( 11 ) - اين گياه كه در نزد ايرانيان به بارهنگ معروف است در لاتينى موسوم است بهCynaglossumو در فرانسه بهLangue de chien.