تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 779

مساهمون:

ص٧٧٩
سم نمرد سم عقرب تمام از بدن ملسوع خارج شده و شفا يافته است . معالجهء يرقان : مريض را ميان برنج پخته بخوابانند و روى او را بپوشانند و اگر برنج پيدا نشود شير به بدن او بمالند . معالجهء وجع مفاصل : مطبوخ خربق « 6 » را هم بنوشند هم طلا نمايند « 7 » . معالجهء اوجاع اندرونى : مطبوخ موميائى صرف نمايند . معالجهء سقطه و ضربه : مطبوخ موميائى به افراط به مريض دهند و او را در پوست گاو كنند و مكرر از او فصد كنند و از نباتى كه موسوم به لسان الكلب « 8 » است بر روى زخم بپاشند . معالجهء نزولات و درد گلو « 9 » : طلاى كهربا به سر و گلو مىباشد . معالجهء ذو سنطاريا : مطبوخ بزرك و مورد با خون خرگوش مخلوط به شراب . معالجهء بواسير : پاشيدن برگ بارهنگ است به موضع بواسير . معالجهء درد كمر : برگ و تخم خطمى هم بنوشند هم طلا نمايند . معالجهء سنگ مثانه : مطبوخ خطمى بخورند . معالجهء ذات الجنب : بگيرند دو پارچه خمير نازك را و قدرى زاج بر او پاشند با قدرى روناس « 10 » و آن خمير را گرم كنند يك پارچه را به موضعى كه درد مىكند و يك پارچه را از طرف پشت مقابل همان موضع بچسبانند و عمل را مكرر كنند تا مريض شفا يابد . معالجهء سرفه : لسان الكلب « 11 » كه بارهنگ باشد . بهترين معالجاتى كه در اين صفحات براى نوبه دارند اين است كه
هامش
( 6 ) - خربق گياهى است از تيرهء آلاله‌ها داراى برگهاى دراز و ساقهء كوتاه با گلهاى پنج برگ و سرخ كم‌رنگ و بيخ دراز مانند پياز و ريشه‌هاى باريك . طعم آن تلخ است و انواع بسيار دارد كه مهمترين آنها دو نوع و سياه و سفيد است ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 7 ) - طلا كردن - ماليدن دواى رقيق بر اندام ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 8 ) - لسان الكلب ، بارهنگ است ( ا ع ) . ( 9 ) - ترجمه : زكام و نزله و خونريزى سر و گلو . ( 10 ) - متن : ريناس - روناس در لاتينى گفته مىشودRubea Tinctorum. ( 11 ) - اين گياه كه در نزد ايرانيان به بارهنگ معروف است در لاتينى موسوم است بهCynaglossumو در فرانسه بهLangue de chien.