در آن انواع كبابها از قبيل قرقاول و كبك و مرال بود فرستاد . در چنين مجلسى رسم است التفاتى كه از شخص بزرگ به كوچك مىشود و غذائى مىفرستد بايد به دست گرفته بوسيد و در پيشرو گذاشته خورد و هيچ حرف نزد . خلاصه بعد از آنكه سه ساعت سر سفره نشسته بوديم و انواع اغذيه و مشروبات براى ما آوردند برخاستيم . فرداى آن روز والى دو مينا شراب و دو قرقاول و چند قطعه كبك براى من فرستاد و پيغام داد كه اگر شراب مرا پسنديدهاى مستمر هرروز نزد شرابدار من بفرست و دو بطرى بگير . چند روز بعد ، والى خواهرزادهء خود را شوهر مىداد و ما را به عروسى او دعوت كرد . وقتى كه رسيديم تالار بزرگى كه مجلس عقد در آن منعقد شده بود از زنهاى والى و اقوام او پر بود . از زمانى كه ايرانيها بر گرجستان غلبه كردند ولاة به حسب ظاهر مىنمايد كه مسلماناند و نسوان خود را منع از حاضر شدن در مجلسى كه مردهاى اجنبى در آن باشند مىنمايند . اما در اين عقد و نكاح كه يكى از شرايط عمدهء آن اين است كه عاقد مسلمان نباشد « 2 » از علماى اسلام نبودند بلكه كشيشهاى گرجى انعقاد عقد مىنمودند و خطبه مىخواندند و از همين عمل معلوم مىشد كه ولاة گرجستان ظاهرا مسلمان و باطنا همان مذهب عيسوى را كه داشتند دارند .
بالجمله آن روز را تمام به عيش و صحبت گذرانديم . شب را هم تا قريب به نصف شيلان و توى « 3 » بود . در عمارت در تالار بزرگى غير از تالار سابق الذكر قريب صد نفر از اعاظم و نجباى گرجستان نشسته بودند .
در وسط تالار حوضى بود و پرده و فرش تالار اغلب از پارچههاى گرانبها و زرى و چهل پيهسوز بزرگ در اين تالار به جهت روشنى گذارده بودند . چهار عدد از پيهسوزها - كه نزديك والى گذاشته بودند - از طلا و باقى نقره بود . در كاسهء اين پيهسوزها پيه گداختهء تميز مىريزند و دو فتيله قرار مىدهند . مطرب و سازندهء زيادى در پائين مجلس
هامش
( 2 ) - تصحيح قياسى . متن : « مسلمان باشد » . در ترجمهاى كه از اين كتاب به فارسى شده موضوع مسلمان بودن يا مسلمان نبودن عاقد وجود ندارد ( ترجمهء محمد لوى عباسى ، انتشارات امير كبير ، 1335 ، ج 2 ص 242 تا 244 ) .
( 3 ) - مؤلف همهجا « توى » نوشته درصورتىكه در كتب قديم « طوى » آمده . طوى به معنى ضيافت بزرگ است .