تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
نزد او آيد چند قدم به او مانده زانو به زمين زند و سه مرتبه زمين را ببوسد . فرنگيها هميشه از تقديم اين نوع احترام به والى گرجستان يا پادشاه ايران مضايقه داشته و سجده را مخصوص از براى خدا مىدانند و گاهى كه در اين عمل مضايقه و مبالغهء ايشان به درجهء كمال مىرسد ايرانيها آن را نسبت به بىشعورى و بىادبى فرنگيها مىدهند نه قاعده و رسم دينى و مذهبى . به‌هرحال من پيش پادشاه ايران سه مرتبه سجده كردم . ولى نزد والى گرجستان به‌جاى سه مرتبه سجده سه مرتبه تعظيم كردم و سفارشنامهء پادشاه ايران و بعضى هدايا را كه من با خود آورده بودم ، قبل از ورود به حضور والى ، در يك مجموعهء نقره گذاشتند . بعد از آن‌كه والى به من اذن جلوس داد و نشستم ، از عقب سر آن مجموعه با سفارشنامهء پادشاه ايران كه به ولاة عرض راه و والى گرجستان مرقوم نموده بود به حضور آوردند . والى فرمان را از ميان مجموعه برداشته بوسيد و به پيشانى خود چسبانده تواضع كرد . بعد به وزير خود كه حاضر بود داد كه براى او قرائت نمايد . اما هدايا با آن‌كه چندان بىقدر نبود در نظر والى طورى كه بايد جلوه كند نكرد و آن هدايا عبارت بود از يك ساعت بزرگ نقرهء مطلا شده كه حركت ماه را ، از غره تا سلخ ، صفحهء پشت آن معين مىنمود و يك دانه آئينه بود از در كه چهارچوب آن از نقره بود . نيز يك قوطى طلائى مينا شده كه مخصوص براى اهالى ايران سفارش كرده در فرنگستان ساخته بودند كه جاى حبهاى ترياك ايشان باشد « 1 » . جعبهء اسباب جراحى و چند قبضه قلمتراش نيز بود . بالجمله بعد از ورود من ناهار آوردند و سفره گستردند . تا مدتى سؤال و جوابى ميان من و والى نشد . در وسط غذا خوردن ، والى يك پارچه نان از پيش روى خود پاره كرده به دست پيشخدمتى كه در وسط سفره خدمت مىكرد داد كه نزد من گذارد و بگويد كه والى گرجستان از ورود شما خيلى خوشحال است . چند دقيقه بعد به توسط همين پيشخدمت از من سؤال نمود كه جنگ ميانهء عثمانيها و لهستانيها به كجا انجاميد ؟ و تنگ شراب خود را كه از طلاى مينا كرده بود با استكانى مرصع به ياقوت و فيروزه نزد من فرستاد . مرتبهء چهارم مجموعه‌اى كه
هامش
( 1 ) - چه بزرگوارى عظيمى كه شاردن به خرج داده و مخصوص براى اهالى ايران سفارش كرده تا در فرنگستان قوطى طلاى ميناكارى بسازند براى جاى حبهاى ترياك ! !