ساخته قونسولهاى دول فرنگ در تفليس سكنى دارند و از جانب دولت عليهء ايران نيز قونسول جنرالى در آنجا متوقف است . در سال هزار و هشتصد و چهارده مسيحى مطابق سنهء هزار و دويست و سى هجرى به وساطت دولت انگليس فى ما بين دولت ايران و دولت روس عهدنامهاى منعقد شد « 10 » و دولت ايران ، تمام گرجستان و تفليس را كه پايتخت آن مملكت است رسما به دولت روس واگذار نمود .
سرچشمهء رود كر كه از وسط شهر تفليس مىگذرد در كوههاى قفقاز در چهار فرسخى آكال ريكه است . قدما اين رودخانه را رودخانهء كيخسرو مىناميدهاند . زيرا كه كيخسرو بزرگ را در طفوليت به اين آب انداختند و او را غرق نكرد يا از آنجائى كه پدر و مادر كيخسرو ، كيخسرو را در طفوليت از ترس استياج « 11 » پادشاه تركستان به چوپانى سپرده كه از استياج پنهان باشد و استياج او را به دست نياورد و نكشد . يحتمل آن چوپان در كنار رودخانهء كر منزل داشته . بعد از آنكه كيخسرو بر آذربايجان و اغلب روى زمين مسلط شد به يادگار طفوليت ، اين رودخانه را به اسم خود موسوم نموده عجمها آن را رود كيخسرو نام نهادند و يونانيها كه كيخسرو را سيروس مىگفتند رود سيروس خواندند . و اين حوادث تقريبا در پانصد و هفتاد سال قبل از ميلاد بوده است .
هواى تفليس مستعد امراض وبائى است ؛ چنانكه مكرر در تفليس ناخوشى و با بروز كرده و جمع كثيرى را هلاك كرده و در هزار و هفتصد و هفتاد مسيحى مطابق هزار و صد و هشتاد و چهار هجرى كه جمعيت شهر تفليس بيست هزار بود مرض طاعون در اين شهر بروز كرده چهار هزار نفر را تلف نمود . وضع سابق تفليس را شاردن مسافر فرانسوى در سفرنامهء خود نگاشته و ما آن را ترجمه كرده در ذيل مىنگاريم . اما حالت حاليهء اين شهر به بهترين سبكى در كتاب مستطاب سفرنامهء فرنگستان
هامش
( 10 ) - منظور عهدنامهء گلستان است پس از دورهء اول جنگهاى ايران و روس كه در حدود ده سال به طول انجاميد .
( 11 ) - استياج بايد ظاهرا افراسياب باشد ( ا ع ) . كوشش بيهودهاى اعتماد السلطنه كرده كه خواسته اسامى تاريخى را با نامهاى اساطيرى تطبيق كند .Astiage( آستياگس ، آستياك ، آژيدهاگ ) پادشاه مادى است ( تاريخ ايران باستان تأليف حسن پيرنيا ج 1 ص 200 ) .