اين مملكت را ايبرى « 8 » و كلشيد « 9 » ناميدهاند . محتمل است بانى آبادى اين مملكت در قديم گرگين نامى بوده بلكه همان گرگين ميلاد باشد و آن ناحيه را به اسم خود موسوم كرده بعدها گرگين ، گرجى شده باشد .
مؤيد اين قول آنكه اهالى گرجستان اولاد خود را زياد به اسم گرگين موسوم مىنمايند و اغلب ولاة اين ولايت كه معاصر سلاطين صفويه و غيره بودند گرگين خان نام داشتند . زمرهاى ابتداى آبادى اين ناحيه را در سال دو هزار و سيصد بعد از هبوط آدم عليه السلام دانند و گويند يكى از سلاطين خزر در سنهء مسطوره وارد اين خاك شد . اسرائى چند از طوايف مختلفه در اين سرزمين سكنى داشتند . آن پادشاه آنها را به پسر خود او اويس سپرد و گفت با اين اسرا بايد در اين محل احداث مملكتى نمائى . بنابراين حكم به واسطهء آن اسرا گرجستان آباد شد .
على اى حال هواى گرجستان معتدل و اراضى آن حاصلخيز . تخم كتان و اقسام تنباكو در آن به عمل مىآيد . شراب از ارتفاعات طبيعى اين مملكت است . معدن سرب و مس كثير المنفعة دارد . اغنام و مواشى گرجيها مشهور است . در تربيت اسب اين طايفه سعى كامل دارند .
اما شهر تفليس كه پايتخت اين مملكت است الحال منقسم به دو قسمت است : قسمتى شهر جديد و قسمت ديگر شهر قديم است . كوچههاى شهر قديم تنگ و كثيف و كثير الاعوجاج است . به عكس كوچههاى شهر جديد كه راست و نظيف و باوسعت و عرض هر كوچه شصت قدم مىباشد .
هفت كاروانسرا و دو مسجد در تفليس بنا شده است و ابنيهء عاليهء معتبرهء ديگر از قبيل مريضخانه و غيرها در اين شهر موجود است . يك كليساى بزرگ و يك باغ وسيع نيز در تفليس هست . عدالتخانهء بزرگ و ضرابخانه و جباخانه و كارخانههاى اسلحهسازى دارد . در بازار تفليس مردم مختلف از هر مملكتى مثل فرنگى و ايرانى و گرجى و ارمنى و چركس و تركمن و قالمق و لزگى با البسه و السنهء مختلفه ديده مىشود . جمعيت تفليس تقريبا شصت و پنج هزار نفر است و هميشه ده هزار قشون ساخلوى تفليس است .
فرمانفرماى گرجستان كه لقب نيابت سلطنت دارد ، الحال نواب گراندوك ميشل پسر امپراطور نيكلاى مرحوم برادر اعليحضرت اسكندر دويم امپراطور حاليهء روس مىباشد كه عمارت بسيار عالى براى منزلگاه خود
هامش
( 8 ) -Iberie( 9 ) -Colchide