از جنوب به شمال است . و ابن سعيد گويد نهر كر حد ما بين آذربايجان و اران است .
مؤلف گويد تفليس و تبىليس و اتوبليس هرسه در لغت گرجى به معنى گرم است و شهر تفليس را قدما به جهت اينكه چشمههاى آب گرم معدنى در شهر و در خارج بسيار داشته تبىليس كلاكى مىگفتهاند .
بانى اين شهر و ختانگ پادشاه گرجستان ملقب به كرك اصلان بوده است .
اين پادشاه تمام ولايت ما بين بحر خزر و بحر سياه را در تحت تصرف داشت و در سال چهارصد و شصت و نه عيسوى اين شهر را بنا كرد . مسافت ما بين تفليس و پطرزبورغ دو هزار و سيصد و هشتاد هزار ذرع است و در نقطهء جنوب مشرقى پطرزبورغ و در دويست و هفتاد و دو هزار ذرعى جنوب مشرقى درياى سياه واقع شده است . بعد تفليس از درياى خزر دويست و چهل هزار ذرع است . اين شهر پايتخت گرجستان است و سطح گرجستان چهل هزار و سيصد و پنجاه هزار ذرع مربع است . اين مملكت از سمت شمالى محدود است به كوههاى قفقاز و از طرف مغرب به كوتائيس و از جانب جنوب مشرقى به گنجه و از شمال مشرقى به دربند و كليهء جمعيت گرجستان از ششصد و پنجاه الى هفتصد هزار است . شهرهاى معتبر گرجستان از تفليس گذشته چلاوى و قورى است . در مائهء پانزدهم مسيحى گرجستان به سه ايالت منقسم شد : كارتيل ، كاخت ، قورى « 7 » .
بعضى از مورخين را عقيده اين است كه يونانيها اسم اين ناحيه را گرجستان گذاردند و اهالى را ژرگس ناميدند و گويند ژرگس به معنى فلاح است و چون مردم گرجستان در فلاحت و زراعت مهارت كامل داشتهاند يونانيها اين اسم را به ايشان دادهاند . مؤلف گويد اين قول ضعيف است . هرگز گرجيها زارع نبودهاند و چيزى كه اشعار بر اين مطلب نمايد در تواريخ ايشان موجود نيست . طايفهاى ديگر بر ايناند كه چون گرجيها مريد سنت ژرژ كه يكى از ائمهء مذهب عيسوى است بودهاند خود را منسوب به او نموده « ژورژين » گفتهاند يعنى منسوب به سنت ژرژ و از كثرت استعمال ، ژورژين ، گرجى شده است .
برخى از ارباب سير گرجستان را به غلامستان معنى كردهاند . قدما
هامش
( 7 ) -Gori