تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 761

مساهمون:

ص٧٦١
زائيده است و احتياج به آتش ندارد . از حاصل ، غلات به غايت نيكو آيد و اندك ميوه دارد » . انتهى . اقوال صاحب زينة المجالس مطابق است با حمد الله مستوفى جز اين كه گويد : « در تفليس بر سر تلى قلعهء مستحكمى است » . انتهى . صاحب آثار الاول گويد : « تفليس شهر مستحكمى است . بناى اين شهر را انوشيروان عادل نمود و اسحاق بن اسماعيل كه از غلامان بنى اميه بود آن را حصانت داد . مردم آنجا مسلمان و نصارى مىباشند . چشمهء آبى در تفليس هست كه آب از آن بيرون مىآيد و مار مىشود . در زمان سلطان مراد خان اين شهر را عثمانيها فتح كردند » . انتهى . صاحب تقويم البلدان نقل از قانون نموده گويد تفليس دار الملك گرجستان است و دو ديوار دور اين شهر است و سه دروازه دارد . خيلى پرنعمت و كثير الفواكه است و حمامات دارد مثل حمامات طبريه كه بى آتش آب آنها گرم مىشود . و در لباب مسطور است كه تفليس آخر بلدهء آذربايجان و متصل به ثغر و سرحد است . ابن سعيد گويد مسلمين تفليس را فتح كردند و مدتها در آن ساكن بودند . طايفهء گرج كه نصارى بودند دوباره اين شهر را متصرف شدند . نيز صاحب تقويم البلدان در احوال انهار گويد نهر كر فاصلهء بين آذربايجان و اران است . ابتداى اين نهر در كوه باب الابواب در محلى است كه طول آن محل شصت و شش و عرض چهل و يك است و بعضى عرض را چهل و چهار گفته‌اند . از بلاد اران مىگذرد و به درياى خزر مىريزد . مؤلف گويد سرچشمهء نهر كر كوههاى قفقاز است چنان‌كه بيايد و عين عبارت صاحب تقويم البلدان كه ما ترجمه كرده‌ايم اين است : و نهر الكر الذى باران اوله عند جبل باب الابواب . اگر اين عبارت از تصحيف كتاب مصون باشد سهو مصنف است . نواب و الا معتمد الدوله در كتاب جام‌جم گويد كه تفليس وقتى از شهرهاى ايران بوده و او پايتخت جارجيه « 6 » يعنى گرجستان است . در كتاب ابن حوقل مسطور است كه نهر كر در سه فرسخى بردعه و يك قسم ماهى خوب در اين نهر صيد مىنمايند . آب آن گوارا و منبع آن در ناحيهء جبل در حدود شمكور نزديكى تفليس است . جريان نهر كر
هامش
( 6 ) -Georgie .