تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 740

مساهمون:

ص٧٤٠
لازمهء قتال از او زايل مىگردد . ايران چند سال بود كه دشمن خارجى نداشت و در داخلهء مملكت هم بىنظمى نبود . بامكنت شده بوديد و به‌جاى آن‌كه اسباب رزم خود را منظم كنيد ، به تكميل لوازم و تهيهء بزم كوشيديد و در عوض آن‌كه اسلحهء خود را صيقلى و مشعشع نمائيد ثياب ثمينهء مشعشعه پوشيديد . از آن طرف ماها كه دشمنان شما بوديم بىچيز و فقير بوديم و دايم به همسايگان خود قتال مىكرديم . اطفال ما به سن رشد كه مىرسيدند لابد براى حفظ وطن خود اسلحه برمىداشتند و جنگ مىكردند . اين بود كه با جمعيت كم ، گروه انبوه شما را شكست داديم . ولى يقين دارم اگر شما را عادت به جنگجوئى دهند مسلما از عساكر مقدونيه و يونانى رشيدتريد و بيشتر به كار مىخوريد و از بزرگ خود بيشتر اطاعت مىكنيد . اگر يك بار عساكر يونانى در مقاتله با ايرانى غالب آمد چندين بار قشون ايرانى فتح يونان نموده است . مدتها بود كه من مىخواستم محسنات و معايب شما را شفاها بگويم تا امروز كه فرصت كرده اظهار نمودم . خوبيهاى خود را حفظ و بديهاى خود را رفع كنيد . بايد دانسته باشيد از وقتى كه من دختر دارا را در حبالهء خود درآوردم همهء قصدم اين بوده كه اولادى از او به وجود آيد و او را وليعهد و بعد از خود بر شما پادشاه نمايم و به حكم من اغلب نجبا و بزرگان يونانى با اعيان و اشراف ايران مؤالفت را مواصلت نمودند . مقصود كلى من اين است كه بعدها غالبين و مغلوبين بر يكديگر رجحانى نداشته خود را بالسويه رعيت من بدانند . من پادشاه روى زمينم و هر نقطه از زمين را كه هنوز تصرف نكرده‌ام متصرف خواهم شد . اهالى فرنگ و آسيا هردو فرزندان من مىباشند . من بعد از اين قدغن مىكنم ايرانيان اسلحه و لباس يونانيان را اختيار نكنند و رسوم و آداب دولتى و ملتى آنها را نپذيرند به همان وضع و آدابى كه بودند باقى باشند . بعد از اين نطق كه فى الواقع جز اسكندر را سزاوار نبود وزراى يونانى خود را معزول و از بزرگان ايران ، وزراء و اجزاى دربار انتخاب كرد . عساكر مقدونيه و يونان كه راه طغيان رفته بودند اين تفصيلات را كه ديدند طورى از كردهء خود پشيمان شدند كه ملتجى به وزراء و سرداران ايرانى شدند . باز اسكندر از تقصير ايشان نگذشت . آخر الامر مجبور شدند كه كلاه خود را برداشته ادوات جنگ را از خود دور كرده
مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 740 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه / مير هاشم محدث / عبد الحسين نوائى / عبدالحسين نوائى