و در مطاوى كلمات ادبا و شعرا ذكر آن زياده رفته و مىرود چنانكه يكى از شعرا گويد :
گه از سنبل حجابى برفراز پرنيان پوشد * گه از عنبر نقابى برطراز شوشتر بندد
عبد الواسع جبلى گويد :
گويد در آفرين تو هر روز مدحتى * آراسته به گونهء ديباى شوشترى
از متأخرين حكيم قاآنى گويد :
سوگند خورده است كه از شرم پيكرش * تاجر به فارس نارد ديباى شوشتر
اين پارچه از پنبهء جوزق قلبلب به عمل مىآمده و قلبلب درختى است كه در هندوستان گل آن را داخل معاجين كنند و در بعضى معالجات اطباى هندى به كار برند ، ولى معمول طبيبان ايران نيست . و از مردم ايران آنهائى كه معتقد عملهاى كيميائى و اكسير هستند ساقهء درخت قلبلب را مىشكنند شيرى از آن بيرون مىآيد كه آن را در اعمال خود به كار مىبرند . گويند پنبهء جوزق قلبلب را روميان با بعضى ادويه طبخ مىداده بدين تدبير آن را قابل رشتن مىنمودهاند و اكنون كسى آن تدبير را نمىداند و پارچهاى كه از آن نسج مىنمودهاند از حرير خالص به مراتب نرمتر و بهتر بوده و آن را به رشتهء گلابتونى منقوش و مزين مىكردهاند .
و بعضى برايناند كه اختراع ديباى شوشترى در عهد شاپور شده لهذا ايشان را به شاپور نيز نسبت دادهاند . خلاصه پنبهء قلبلب در شوشتر به عمل آيد . بوتهء آن به كرچك شبيه است . گلى دارد كه بعد از آنكه آن گل خزان شد چيزى به شكل غوزه به بوته مىماند و ميان آن پنبهاى است مايل به زردى كه به ابريشم بيشتر شبيه است . والد غفره الله تعالى در زمان حكمرانى خوزستان نيز از اين پنبه داد پارچهاى بافتند . منسوجى خيلى نرم و ممتاز ، و مىتوان گفت همان ديباى شوشترى بوده حالا زراعت آن پنبه متروك است ولى در جاهائى كه سابق زراعت مىشد تكتك از آن مىرويد . اگر اقدام و اهتمامى در زرع آن نمايند شايد به قاعده عمل آيد .
از صنايع حاليهء شوشتر يكى فرش شوشترى است كه به اغلب بلاد برند و الحق بدجنسى هم نيست . عباهاى خوب در شوشتر نسج مىشود .