نيز صاحب تحفة العالم گويد سابقا هريك از حكام در قلعهء سلاسل عمارتى عالى بنا مىكرده و در آن به حكومت مشغول بودهاند و نيز مستوفيان و ساير عملهجات ديوان در قلعه ، ابنيهاى معتبره داشتهاند و در آنجا به سر مىبردند و اين رسم برقرار بود تا عهد نادر شاه افشار . بعد از نادر شاه آن طريقه متروك شده آن اساس بههم خورد و حكام در خانههائى كه در شهر دارند به سر مىبرند و آن عمارات عالى رو به انهدام نهاد .
مؤلف گويد در اين زمان حكام كه به شوشتر مىروند بيشتر در زير چادر به سر مىبرند و هر وقت كه در عمارات سر نمايند باز در قلعهء سلاسل خواهند بود و قلعهآباد و مسكون است .
ذكر بند ميزان و پل شوشتر كه بنيان آن معروف به شادروان « 4 » است و تپهء مشهور به تپه روم
عقيدهء بعضى اين است كه شهر شوشتر قبل از ظهور ساسانيان چندگاهى خراب بوده چون اردشير بابكان - كه اول پادشاه ساسانيان است - سلطنت يافت و درصدد تجديد بناى شوشتر برآمد از هرجا جمعيتى را كوچانيده به شوشتر سكنى داد و حكم كرد تا در اين شهر خانه بسازند . و در اين باب مبالغت نموده و در اندك زمانى عمارات و برجوباروى شهر را تمام كردند و خيال داشت كه پائين دهنهء داريان را كه زير پل دزفول واقع است به عرض رودخانه شادروانى بنا كند كه آب بلند شود و در نهر داريان جارى گردد . اجل او را فرصت نداد ، نبيرهء اردشير ، شاپور ذو الاكتاف چون در سلطنت استقلالى يافت در حوالى شهر ادس كه به « عرفاسر » معروف است با والريان ( ورلين ) « 5 » قيصر روم جنگ كرده لشكر او را شكست داد و قيصر را اسير نمود و
هامش
( 4 ) - شادروان در لغت سراپرده و فرش منقوش و بساط گرانمايه را گويند و چون زمين رودخانه يعنى بنيان اين پل را از سنگ مرمر فرش كرده بودند آن را شادروان خواندند . بعضى شادروان را به جدول و راهرو آب نيز ترجمه كردهاند و اين معنى را با اين محل مناسبت بيشتر است ( ا ع ) .
( 5 ) -Vale ? rianus