تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
شوشتر كه مىتوان ايشان را قانع‌ترين ملل روى زمين شمرد لباسشان منحصر به همان پيراهن بلند است . درجهء قناعت و فقر اهالى شوشتر به حدى است كه من خود از چند نفر كه هريك چهار پنج نفر عيال داشتند سؤال كردم كه گذران شما در سال به چه مىشود ؟ گفتند با سه چهار خروار جو و قدرى خرما و هركس در سال چهار الى پنج تومان بتواند كسب كند امر معيشتش به خوبى مىگذرد و اين در واقع از محسنات شوشتر است . در اطراف شهر شوشتر درختهاى نخل و كنار موجود است و از جنس شكار ، آهو و كبك و تيهو و كبوتر صحرائى در حوالى شوشتر زياد است . شغال هم بسيار مىباشد . از تجارتهاى معتبر شهر شوشتر ساختن نيل است كه به اطراف حتى به هندوستان حمل مىشده . تجارت عمدهء ديگر به‌سمت هندوستان و عربستان و ساير بلاد ايران از خوزستان حمل شكر بوده تا وقتى تاجرى هندى به اهواز يا شوشتر سفر كرده شكر زيادى ابتياع مىنمايد و انبار مىكند و اين شكرها عمدا يا لابدا ديرى در انبار بر روى هم مىماند و توليد عقرب مىنمايد و موجب صدمهء زياد اهالى مىشود . از آن به بعد اهالى خوزستان ، زراعت نيشكر را كه سرچشمهء مكنت بزرگى است متروك داشتند . در سنهء هزار و دويست و هفتاد و هفت كه والد غفر الله له « 3 » به حكومت عربستان برقرار بود از گيلان تخم نيشكر خواست و در يكى از دهات ميان آب كه از بلوكات حوالى شوشتر است داد زراعت نمودند نيشكر بسيار خوبى به عمل آمده نمونهء آن را به دار الخلافه ارسال داشت . حالا نمىدانم رسم زراعت نيشكر باقى است يا باز متروك شده . غله و ساير زراعتهاى شوشتر خوب است و شلتوك يك من هشتاد من ريع مىآورد و ميوه‌هاى سردسيرى در آن كمياب و از دزفول مركبات بدين شهر حمل مىنمايند و از بصره خرما مىآورند . از صنايع قديم شوشتر يكى ديباى شوشترى بوده كه آن پارچه هنوز وصف اشتهار دارد
هامش
( 3 ) - يعنى ميرزا على خان مراغه‌اى پدر ميرزا محمد حسن خان اعتماد السلطنه . او القاب متعددى مثل حاجب الدوله و صنيع الدوله داشته و همان است كه مباشر قتل امير كبير ميرزا محمد تقى خان فراهانى شد .