است كه براى گوسفندان ، زاغه حفر مىنمايند در اينجا سرداب براى شش ماه گرما مىكنند . نهايت اين سردابها فرقى كه با زاغهء گوسفند دارد اين است كه عميقتر است و بعضى از سردابها بادگير دارد و با آنكه سردابها زياد خنك است مطلقا رطوبت ندارد . و فصل پائيز شوشتر را نظمى است كه بايد باشد و هواى زمستان آن معتدل است و مردم محتاج به نشستن و خوابيدن زير كرسى نيستند و همينقدر كه منقل آتش روشن كنند رفع زحمت سرما مىشود . و برف نادرا در اين شهر مىبارد و آب در ظروف و اوانى در اغلب شبهاى زمستان منجمد مىشود و يخ مىبندد .
و باران در زمستان سالى دو ماه مىبارد آن هم كم و گاه باشد كه در تمام زمستان دو مرتبه باران آيد و به سبب اعانت آب و هوا به همان دوبار زراعت نيكو به عمل آيد .
ذكر وضع شهر و محلات شوشتر و بعضى از خصايص اهالى آن و تجارت و زراعت و صناعت قديم و جديد اين شهر
شوشتر را دو محلهء بزرگ است كه هر محله مشتمل بر چند محلهء كوچك مىباشد . اسم آن دو محلهء بزرگ « دستوا » و « گرگر » است و شمار محلات كوچك شانزده و اسامى آنها از اين قرار است : موكهى ، سيد صالح ، دكان سيد ، سيد محمد شاه ، عبد الله بالومه ، شاه زيد ، سيد قاسم ، ميدان شيخ ، دكان شمس ، سادات ، كاكا عبدى ، كوزهگران ، اشكفيتان ، قبلى ، طراحيان ، دروازه . و بعضى از اين محلات را عوام به اندك تصحيفى تلفظ مىنمايند . محلاتى كه قريب به دروازهء عسكر است آنها را دستوا مى خوانند و آنها كه نزديك به دروازهء گرگرند گرگر مىنامند و لفظ دستوا عربى فصيح است . صاحب قاموس گويد دستوا نام دهى است در اهواز و بعضى كه دستآباد و دشتآباد نوشتهاند صحيح نيست و چنانكه صاحب تحفة العالم گويد ممكن است آن ده كه صاحب قاموس گويد وسعت يافته باشد و به شهر متصل شده از محلات شهر شده باشد .
در باب معنى گرگر بعضى گفتهاند اهل اين شهر كه چون اهالى ساير بلاد منقسم به حيدرى و نعمتى بودند حيدريهاى ايشان كه در اين محله