تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
و نه هزار پول حاليهء ايران است از خزانهء شوش به تصرف او درآمد . از ارگ و ابنيهء معظمهء شوش اگرچه آثارى نمانده ولى از تپه‌هاى زيادى كه علامت آبادى بزرگ است و از آجرپاره‌ها و بعضى ستونها كه ديده مىشود معين مىگردد كه ارگ و ابنيهء معظمهء شوش را بعينه چون شهر قديم بابل از آجر پخته ساخته بوده‌اند . مورخين رومى و يونانى براين‌اند كه اين شهر را مم‌نن « 1 » نامى كه از شجاعان زمان خود بوده ابتدا بنا نموده و اين همان شخص است كه مصريها مجسمهء او را پرستش مىكردند و الحال هم مجسمهء او در مصر باقى است . اما شوشتر به عقيدهء اكثرى از ائمهء تاريخ و مطابق نگارش صاحب تحفة العالم باروى اين شهر اول باروئى است از بلاد عظيمه كه بعد از طوفان نوح عليه السلام بنا شده است . شهر شوشتر از بلاد عظيمه و سكنهء آن تقريبا دوازده هزار خانوار مىباشند و بلاخلاف پيش از اينها جمعيت آن بيش از اينها بوده است . حدود آن از جانب مشرق متصل است به كوههاى بختيارى و از طرف مغرب به عراق عرب و خوزستان و از سمت شمال به عراق عجم و از جهت جنوب به فارس مىپيوندد . صاحب تحفة العالم گويد چون آب كارون از ابتدا الى الآن هميشه فاصلهء عراق عجم و فارس است و در عهد ملوك الطوايف نيز سلاطين عراق و فارس همين آب كارون را بين الملكتين فاصله داشته‌اند پس در عهد سلاطين كيان و بعد از آن‌كه رودخانه به‌طرف مغربى شهر به فاصلهء بعيدى جارى بوده اصل شهر داخل خاك فارس بوده و اكنون كه رودخانه به‌طرف مشرقى شهر افتاده است اصل شهر داخل عراق عجم است . بارى شهر را پنج دروازه است : دروازهء گرگر ، دروازهء دزفول ، دروازهء عسكر ، دروازهء فاريان ، دروازهء آدينه . طول شهر از قلعهء سلاسل است تا مقامى كه مشهور است به امامزاده عبد الله و عرض آن از دروازهء آدينه است تا دروازهء گرگر .
هامش
( 1 ) -Memnon