تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
هيچ فضولى و فتنه نبود . كم سرمايه باشند و متمول در ايشان نادر افتد . شوشتر را شكارگاههاى زياد است و در رسالهء ملك شاهى گويد چهار شكارگاه بزرگ هست : يكى رخشابار پانزده فرسنگ در دوازه فرسنگ ؛ دويم دورق و هنديان است بيست فرسنگ در ده فرسنگ ؛ سيم مشهد كافى ده فرسنگ در شش فرسنگ ؛ چهارم حويزه بيست فرسنگ در دوازده فرسنگ . و علفزارهاى خوب است و از غايت گرما مردم غريب در آن ديار بعد از چلهء بهار اقامت نتوانند كرد و هر غله كه در ثور نبريده باشند چون آفتاب به جوزا رسد نتوانند بريد و تلف شود . حقوق ديوانى اين شهر به تمغا مقرر است و بر ظاهر شهر قلعه‌اى است محكم » . انتهى . اقوال صاحب زينة المجالس مطابق است با حمد الله مستوفى جز اين كه گويد اهالى شوشتر اينك شيعى مذهب‌اند . اقوال صاحب آثار الاول نيز مطابق است با ساير . اما در كتاب مقامات المؤمنين مسطور است كه : « در عهد بنى اميه و بنى عباس اهل خوزستان معتزلى بودند . ولى در ابتداى مائهء نهم هجرى امير نجم الدين محمود آملى كه از سادات بود به شوشتر آمد و دختر عز الدوله را كه بزرگ سادات آن صفحه بود تزويج نمود و در رواج مذهب تشيع كوشيد . بعضى قبول كردند و برخى به همان عقيدهء سابقه باقى بودند . تا در اوايل سلطنت صفويه سيد نور الله المرعشى باقى سكنه را شيعه نمود . در تاريخ عضدى نوشته است وقتى كه هلاگو خان بغداد را بگرفت برادر خود تغاتيمور را به جهت تسخير واسط و بيك تيمور را براى تصرف شوشتر روانه كرد . اهالى شوشتر با هديه و آذوقه اين سردار را استقبال كردند و تسليم شدند و او وارد شهر شد و قدغن كرد كه اصلا كسى به كسى تعدى ننمايد . ليكن يكى از اتابك‌هاى كرد معروف به تاج الدين ، سردار را ملامت نمود كه چرا با مردم به‌طور انسانيت و ملايمت رفتار مىنمايد . تيمور بيك گفت چون اهل شهر بىجدال تسليم شدند شايسته نيست كه به ايشان صدمه وارد آوريم . اتابك جهد زياد كرد كه اسباب قتل و غارت فراهم آورد و به مردم تعدى نمود كه شورش نمايند . ولى اهل شهر ساكت ماندند و تحمل كردند . شب بعد همان اتابك را مرضى در امعاء پديد آمد كه از وجع و درد فرياد او به آسمان مىرفت . تيمور بيك به ديدن او آمده