تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة البلدان ( فارسى ) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠

ترنگ [ مع - مر ] :

يا تنوخ دره‌اى است به ناحيهء بست كه از او ذكرى در فتوح هست و در كتاب نصر چنين مسطور است كه ترنگ دره‌اى است ميانهء سجستان و بست و به بست نزديكتر است .

ترياق [ مع - مر ] :

از دهات هرات است و جمعى منسوب به آن مىباشند .

تستر [ مع - مر ] :

به ضم تاء و سكون سين و فتح تاء دويم ، از شهرهاى خوزستان است و امروز در خوزستان شهرى از آن بزرگتر نيست . و تستر معرب شوشتر است . زجاجى گويد اين شهر را از آن تستر گويند كه تستر بن نون كه مردى بود از طايفهء بنى عجل آن را فتح نمود و به اسم او موسوم شد . ولى اين حرف بىمأخذ است و صحيح آن است كه حمزهء اصفهانى گفته است و آن اين است كه شوش معرب سوس است و اين لفظ در فارسى به معنى خوب است و شوشتر يعنى خوبتر . و نيز حمزه گويد محيط شهر شوش به شكل باز و محيط شوشتر به شكل اسب و محيط شهر جند شاپور به شكل نطع شطرنج است . در خوزستان رودخانه‌هاى زياد هست . لكن از همه بزرگتر رودخانهء دجيل است كه از شوشتر مىگذرد . و چون شهر شوشتر در بلندى واقع است ، شاپور براى اين‌كه آب از اين رودخانه به شهر بياورد نهرى ساخته كه از كارهاى بزرگ عالم است و تقريبا يك ميل طول نهر مىباشد و همهء مسافت را با قطعات سنگ‌تراش و غير تراش ساخته و سنگها را با قلاب آهن به‌هم وصل كرده‌اند . كف نهر را نيز با سنگ فرش كرده و با سرب درزگيرى نموده‌اند . گويند در همهء دنيا بنا به اين غرابت نيست . در شوشتر عبا و پارچه‌هاى خوب براى عمامه مىبافته‌اند . قبر براء بن مالك در شوشتر است . ابن مقفع گويد بعد از طوفان نوح عليه السلام ، اول باروئى كه كشيدند باروى شهر شوش و شوشتر [ بوده ] ، لكن بانى آن را ندانسته و بيان ننموده . بعضى شوشتر را از خاك اهواز دانند و بعضى ديگر جزء بصره شمارند . ابن عون گويد ميانهء اهل بصره و كوفه كه در فتح شوشتر شركت داشتند نزاع برخاست . اهل كوفه گفتند شوشتر جزء كوفه است و بصريين مدعى بودند كه جزء بصره مىباشد و براى محاكمه نزد خليفهء ثانى رفتند و خليفه آن را جزء بصره قرار